یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧ - زن - فلسفه مهر و انفاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٢٣٧
حقیقت این است که کمی سهم الارث زن معلول مهر و نفقه است نه علت آن، و اختیار طلاق نه علت مهر است و نه معلول آن. لزوم مهر و نفقه یک علت فطری دارد و به نوبه خود معلولات و آثاری دارد و از آن جمله است کمی سهم الارث [١] ٤٧. درباره آیه لا جناح علیکم ان طلقتم النساء ما لم تمسوهن او تفرضوا لهن فریضة و متعوهن علی الموسع قدره و علی المقتر قدره متاعاً بالمعروف حقاً علی المحسنین (بقره، ٢٣٦) باید به تفاسیر مراجعه شود.
٤٨. دکتر شایگان در صفحه ٣٦٩ کتاب خود میگوید:
مهر مختص مذهب اسلام و حقوق مدنی ایران است و در حقوق کشورهای امروز اروپا در روابط مالی زن و شوهر چیزی که بتوان آن را مهر نامید وجود ندارد. در بعضی کشورها مرد در حین عقد نکاح اموالی را به زن خود هبه میکند ولی شرایط و احکام این هبه با مهر یکسان نیست. نبودن مهر در حقوق فرنگی نقص حقوق آنها نیست، چنانکه وجود آن را هم در حقوق ما نباید عیب پنداشت. در حقوق فرنگی چون از طرفی روابط مالی زن و شوهر بر اصول دیگری استوار شده و از طرفی هم مرد به دلخواه خود نمیتواند زن را طلاق دهد، نکاح محتاج به مهر نیست.
ولی طبق بیانی که ما در فلسفه مهر داریم، نبودن مهر نقص حقوق فرنگی است. این اشتباه از شایگان ناشی از آن است که مهر را معلول کمی سهم الارث زن و اختیار طلاق با مرد میداند.
٤٩. در مورد نفقه اولًا باید دانست که نفقه زن بر نفقه اقارب مقدم است. ثانیاً مگر هرکس که واجب النفقه دیگری است، مملوک و برده و جیره خوار است؟ فرزندان و پدران و مادران نیز واجب النفقهاند و
[١] رجوع شود به نمره ٤٨.