إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ١٦٥ - سماه رسول الله صلى الله عليه و سلم عليا
مبارز خواست، يكى از پهلوانان صحابه كه او را عامر مىگفتند بيرون رفت و مرحب با او جنگ كرد و شمشير عامر به خودش بازگشت و شهيد شد. مرحب افتخار افزود و همچنان رجز گفتن آغاز مىكرد و جولان مىكرد و كسى به مبارزت نمىتوانست رفت، حضرت امير المؤمنين (ع) به مبارزت او بيرون رفت و اين رجز در جواب او گفت:
أنا الذي سمتني أمي حيدره كليث غابات كريه المنظرة أكيلكم بالسيف كيل السندره
يعنى: من آن كسم كه مادر من مرا حيدر نام كرده همچو شير بيشهها، ترش روى آمدهام، ايشان را پر سازم كيل بزرگ شمشير. چون مقابل مرحب رسيد شمشير بر آن كلاه خود سنگين او زد و بشكافت تا سينه مرحب و او را هلاك كرد و مسلمانان تكبير گفتند و به يكبار حمله كردند و پيش قلعه رفتند و در آن قلعه تمام از آهن بود و چهار مرد زورين آن را قرار مىكردند.
گويند: چهار هزار من بود، آن حضرت به قوت صمدانى كه از خزانه مواهب رحمانى او را كرامت شده بود آن در را بر كند و سپر ساخت و تا آخر روز جنگ مىكردند، آن در را سپر خود ساخته بود تا قلعه فتح فرمود و خيبر به قوت بازوى آن حضرت مسخّر شد و در اين فقره بدان فتح و قتل مرحب اشارت است.
المظهر للعجائب و المظهر للغرائب بنوره المستبين آن حضرت محل ظهور امور عجيبه و ظاهر گرداننده غرائب است به نور روشن خود.
و اين اشارت است به كرامات و آيات غريبه كه [از] آن حضرت ظاهر شده و چون آن حضرت وصى حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم [بود] بايد كه هر معجزه كه حضرت پيغمبر نموده از هر جنس، آن حضرت هم مثل آن كرامتي