إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ١٦١ - سماه رسول الله صلى الله عليه و سلم عليا
هم در آن لشكر به شمشير و مردى آن حضرت بود. بعد از نصرت الهى به قوت شاهى.
الفارق [رأس] عمرو بن عبد ود يوم الخندق بالأيد المتين آن حضرت جداگرداننده كله سر عمرو بن عبد ود است روز خندق به قوت محكم خود.
و اين اشارت است به جنگ آن حضرت روز خندق. روايت كردهاند كه در سال سوم از هجرت كه لشكر كافران ده هزار مرد جمع شدند و به مدينه آمدند و آن حضرت خندقى گرد مدينه بكند، چون لشكر كافران در آن طرف خندق فرود آمدند چند كس از پهلوانان نامدار عرب كه هر يك از ايشان در جنگ و دلاورى مشهور بودند و پيشواى ايشان عمرو بن عبد ود بود كه در عرب همچنان مسلّم و مشهور بود در پهلوانى كه رستم در عجم، و هيچ كس را در عرب طاقت مقابله و مقاتله او نبود و او تنها با لشكرها جنگ مىكرد و تنها به غارت قبيلهها مىرفت و در تمام عرب پهلوانان نامدار او را مسلّم داشته بودند و هيچ كس هرگز تنها به جنگ او نرفته بود، عمرو در روز خندق يراق و اسباب جنگ بپوشيد و با آن پهلوانان به كنار خندق آمد. در مقابل خيمه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم چون خندق را بديد گفت: اين تدبيري بود كه هرگز در عرب نكرده بودند محلى گشاده از طرفي پيدا كرد و اسب در خندق جهانيد و پسرى داشت نام او حسل و او قرينه پدر بود [در] پهلوانى، او هم اسب بجهانيد و پهلوانان كه همراه او بودند همه اسب بجهانيدند و مقابل خيمه حضرت پيغمبر همه صف كشيدند و بايستادند، و عمرو آواز برداشت و گفت: اى جماعت مسلمانان شما دعوى مىكنيد كه هر كس از شما كه كشته شود به بهشت رود، هر كس از ما كشته گرديد به دوزخ رود، يكى از شما به مبارزت من بيرون آيد تا او را به بهشت فرستم يا او مرا به دوزخ فرستد، چون