فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٥ - مسح بر كفش جعفر سبحانى
٧ - يكى از شواهد فساد مغيره كه نشان مىدهد او پس از ظهور اسلام نيز شيوه زندگى جاهلىاش را تغيير نداده بود، اين است كه او در حالى كه از جانب عمر بن خطاب امير كوفه بود، به زنا متهم شد و چهار شاهد بر اين كارش شهادت دادند كه ماجراى آن در متون فقهى و تاريخى معروف است. (٣١)
آرى؛ اين جايگاه مغيره نزد مسلمانان است؛ آيا با اين وصف، مىتوان حديث چنين مردى را در مورد يك مسأله عبادى كه مسلمانان شب و روز با آن سر و كار دارند، پذيرفت؟
ثانياً: بر فرضى كه او فردى باشد كه بتوان به احاديث او استناد كرد و اسلام آوردن او، گذشتهاش را محو كند؛ اما چگونه ثابت مىشود كه عمل مسح پيامبر(ص) بر كفش، بعد از نزول سوره مائده بوده است؟ زيرا احتمال دارد كه اين عمل پيامبر(ص)، مدتها قبل از نزول اين سوره باشد و اين مرد، قبل از صلح حديبيه كه در سال ششم هجرى اتفاق افتاد، اسلام آورده است، و روايت ذهبى از ابى ادريس، مؤيد اين مطلب است كه مىگويد: مغيرة بن شعبه به دمشق آمد و در مورد مسح بر كفش از او سؤال كردم، او گفت: با رسول خدا(ص) در غزوه تبوك وضو گرفتم و ديدم رسول خدا(ص) بر كفش خود مسح كرد. (٣٢)
بررسى روايات ديگر: تعدادى از محدثان روايت كردهاند كه پيامبر(ص)، در سفر يا در سفر و حضر بر كفش مسح كرده است. اكثر اين روايات، عمل پيامبر(ص) را نقل كردهاند بدون اينكه كلامى از پيامبر (ص) مبنى بر دستور به مسح بر كفش ذكر كرده باشند، و بر فرض كه دستور پيامبر(ص) را بر چنين عملى ذكر كرده باشند، شرايط آن را معين نكردهاند. ابوبكر بيهقى، كليه اين روايات را در سننش
(٣١) سير اعلام النبلاء، ج٣، ص٢٨، شماره ٧؛ الاغانى، ج١٤، ص١٤٦؛ تاريخ الطبرى، ج٤، ص٢٠٧، الكامل في التاريخ، ج٢، ص٢٢٨ و... .
(٣٢) سير اعلام النبلاء، ج٣، ص٢٢.