فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٧ - مسح بر كفش جعفر سبحانى
٢ ـ از عايشه نقل شده كه گفت:
اگر پاهاى من بريده شود، بهتر است از آنكه روى كفشها مسح كنم. (١٥)
البته، چند روايت هم نقل شده كه على (ع) و عايشه از قول بر منع به قول به جواز مسح بر كفشها عدول كردهاند. اما اعتقاد آنها به منع نزد همه ثابت شده است در حالى كه عدول آنها از اين قول، تنها با خبر واحد نقل شده كه نمىتوان به آن اعتماد كرد. علاوه بر اين، امام على(ع) و عايشه شب و روز همواره با پيامبر(ص) بودهاند؛ بنابراين، چگونه ممكن است كه بگوييم كيفيت وضوى پيامبر(ص) بر آنها مخفى مانده و فتوا به منع دادهاند و وقتى حق بر آنها آشكار شد، از قول خود عدول كردهاند ؟
٣ ـ چنانچه دليل جواز مسح بر كفش، متأخر از سوره مائده باشد، آيه را نسخ كرده است؛ در حالى كه اكثر قريب به اتفاق علماى اصول قبول دارند كه خبر واحد نمىتواند قرآن را نسخ كند. لذا اين حديث با قرآن تعارض دارد، و از پيامبر(ص) روايت شده است :
إذا روي لكم عنّي حديث فأعرضوه على كتاب اللّه، فإن وافقه، فاقبلوه و إلاّفردّوه؛ (١٦)
هرگاه براى شما حديثى از من نقل شد آن را بر كتاب خدا عرضه كنيد، اگر با آن موافق بود، قبول و گرنه آن را رد كنيد.
٤ ـ فقهاى اهل سنت اتفاق نظر دارند كه مسح پا، نمىتواند جاى شستشوى آن را بگيرد. بنابراين، اگر بگويند در وضو، به جاى شستن پا مىتوان بر كفش مسح كرد، امر عجيبى است و با عقل صريح مخالف است.
٥ ـ اختلاف شديد بين فقها در جواز و عدم جواز، موجب سقوط روايات هر
(١٥) المبسوط، ج١، ص٩٨.
(١٦) التفسير الكبير، فخر رازى، ج١١، ص١٦٣.