فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٤ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
اما مقصود عموميت در تصرفات است، به قرينه اسناد فعل «جاز» به آن، كه معناى لغوى آن « روا بودن»، «مجاز بودن»، و «اباحه» و مرادف با فعل «ساغ» (٩٢) در زبان عربى است. در ذيل، بعضى از عبارات لغويان را كه مشتقات فعل « جاز» در آن به كار رفته، ذكر مىكنيم:
جوهرى گويد: « جوّز له ما صَنَعَ و اجازله أي سوّغ له ذلك» و نيز گويد: «اَجَزْته، اَنْفَذته» (٩٣). در نهايه آمده است : «و في حديث القيامة و الحساب إنّي لا اُجيز اليوم على نفسي شاهداً إلاّمنّي أي لا أَنفَذُ وَ أَمْضى» مِن «أَجازَ أمرَه يجيزه إذا أمضاه و جَعَلَهُ جايزاً» (٩٤). صاحب لسان العرب مىگويد: «المُجيز : القيم بأمر اليتيم» و المجيز، العبد المأذون في التجارة». (٩٥)
در روايات اهل بيت(ع) نيز اين واژه در معناى لغوى خود به كار رفته است؛ از جمله در روايت حمران از امام صادق(ع) كه دو تركيب: «جاز أمرها في الشراء و البيع» و «لا يجوز أمره في الشراء و البيع» در مورد دختر و پسر به كار رفته است. (٩٦) جواز امر به اين معنى است كه خريد و فروش آن دو كه از جمله تصرفات است، جايز است. تصريح به بيع و شراء در روايت از آن رواست كه اين دو از مصاديق بارز تصرفاتاند.
در روايت ديگر از عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) چنين آمده:
قال: سأله أبي و أنا حاضر عن اليتيم متى يجوز أمره ؟ قال: حتى يبلغ أشدّه. قال : و ما أشدّه؟ قال : احتلامه. قال: قلت: قديكون الغلام ابن ثمان عشرة
(٩٢) معلوف، لوئيس، المنجد في اللغة و الاعلام، ص ١١٠: «جاز له ان يفعل كذا أي ساغ و امكن و أُبيحَ له ، جوَّز الأمر : إباحه و سَوَّغَهُ».
(٩٣) جوهرى ، الصحاح ، ج ٣، ص ٨٧١ و ٨٧٠.
(٩٤)ابن اثير ، النهاية في غريب الحديث ، ج ١، ص ٣٠٣.
(٩٥)ابن منظور ، لسان العرب ، ج٥ ، ص٣٢٧.
(٩٦)كلينى، كافى، ج ٧، صص١٩٨-١٩٧.