فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
مضيّق تر از جنون، در معناى رشد نيز به كار مىرود. وى با طرح مباحثى مىكوشد تا دو اصطلاح سفيه و ضعيف را كه در روايات آمده و شرط رفع محجوريت سفيه است، از اختصاص به امور مالى خارج سازد و به امور كيفرى سرايت دهد و در نتيجه اين فرضيه را به اثبات رساند كه اصطلاح رشد در روايات به معناى عقل نيز به كار رفته و قابليت شمول امور كيفرى را دارد. (٨٧)
اما روايات مورد نظر هيچ يك دلالت بر استعمال رشد به معناى عدم سفاهت در امور كيفرى ندارد. عمده روايتى كه مورد استناد قرار گرفته و دلالت ديگر روايات نيز به قرينه آن كامل دانسته شده، روايت حسن بن وشاء از عبداللّه بن سنان از امام صادق (ع) است:
إذا بلغ أشده ثلاث عشرة سنة و دخل في الأربع عشرة وجب عليه ما وجب على المحتلمين احتلم أو لم يحتلم كتبت عليه السيئات و كتبت له الحسنات و جاز له كل شيء إلاّ أن يكون ضعيفاً أو سفيهاً؛ (٨٨)
هرگاه به مرحله استوارى و رشد در پايان سيزده سالگى برسد ، آنچه بر محتلم واجب است، بر او واجب مىگردد، كارهاى ناپسند و پسنديده او ثبت مىشود و هركارى كه انجام دهد، نافذ است، مگر آنكه ضعيف يا سفيه باشد.
مستدلّ در باره محتواى اين روايت مىگويد:
اين روايت علاوه بر صحت سند، به صراحت دلالت بر استعمال رشد در مسائل كيفرى دارد و مانند روايت پيشين (٨٩) در آن اصطلاحاتى چون:
(٨٧)ر.ك: «دختران: سن رشد و مسئوليت كيفرى»، ص٢٥٥.
(٨٨) الكافي، ج ٧ ، ص ٦٩، ح٧.
(٨٩) مقصود اين روايت امام صادق (ع) است:«انقطاع يتم اليتيم بالإحتلام و هو أشدّه و إن احتلم و لم يؤنس منه رشد و كان سفيهاً أو ضعيفاً فليمسك عنه وليّه ماله»، (الكافي، ج٧، ص٦٨، ح٢).