فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦ - گستره مكانى ولايت ولىّ امر آیة الله محمد مؤمن قمى
شاذان از ابا سعيد آدمى ـ سهل بن زياد ـ رضايت نداشته است و مىگفته است: او فردى احمق است»، اعتقاد به غلوّ در احاديث او، ملازم با اعتقاد به دروغ گويى اوست و هر چه روايات او بيشتر باشد دامنه كذب او گستردهتر مىشود.
بنابراين براساس كلمات عالمان رجال، سهل فردى بسيار ضعيف، دروغگو و احمق بوده است. از سخن فضل بن شاذان برمىآيد كه عيب اساسى سهل دروغ گويى او نبوده، بلكه حماقت او بوده و دليل حماقت او همين روايات غلوّآميزى است كه نقل كرده است. نكتهاى كه در اينجا بايد گوشزد كنيم، آن است كه در نزد قدماى اصحاب، غلوّ بسيار آسان تحقق مىيافته است و چه بسا بسيارى از رواياتى كه جزء اعتقادات بديهى ما در باره امامان معصوم است، در نزد آنان كذب و غلوّ به شمار مىرفته است؛ آنچه شيخ صدوق در ذيل احاديثى كه در كتاب توحيد نقل كرده است، شاهدى بر اين مطلب است.
پس بعيد نيست كه كثرت روايت سهل را ـ كه بيش از ٢٣٠٠ حديث است ـ (٢) و اعتماد شيخ كلينى را بر او در كتاب كافى كه احاديث زيادى را از اصحاب از سهل بن زياد نقل كرده است، خصوصاً اينكه بندرت در كتاب كافى روايت شاذّ يافت مىشود، دليل روشنى بر وثاقت او گرفت. شايد شيخ طوسى نيز به همين علت او را در رجالش توثيق كرده است. (٣) مشهور نيز به روايات وى عمل مىكردهاند و به طور كلى مىتوان گفت: سهل بن زياد، ثقه است.
اما محمد بن عيسى بن عبيد، ثقه و جليل القدر است و اينكه ابن وليد رواياتى را كه به تنهايى به وسيله محمد بن عيسى نقل شده، از كتابهاى يونس استثنا كرده است، موجب ضعف وى نمىشود. در مورد او گفتهاند: چه كسى مانند ابى جعفر محمد بن عيسى است؟
(٢) معجم رجال الحديث، ج٩، ص ٣٥٨.
(٣) رجال شيخ، ص ٤٢٣.