فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٥ - فقه در نگاه روشنفكران (٣) مسعود امامى
اما حامد الگار در كتاب ميرزا ملكم خان ادعا مىكند كه سيد جمال الدين اسد آبادى تنها به جنبههاى سياسى و اجتماعى اسلام علاقهمند بود و در انديشه و روش شباهت زيادى به ميرزا ملكم خان داشت. او دوستى و همكارى آن دو در اروپا را مؤيّد اين ادعا مىداند و مىپندارد كه آن دو اهدافى را دنبال مىكردند كه اساساً با اسلام بيگانه بود و مصلحت را در اين مىديدند كه اين اهداف را در قالب اسلام ترويج كنند تا ضمن برخوردارى از پشتيبانى علما، با مخالفت تودهها نيز مواجه نگردند. (٢)
اگر چه الگار در پژوهش در باره ميرزا ملكم خان متحمل زحمت زيادى شده و زواياى گوناگون زندگى او را بر پايه منابع فراوان كاويده و اثرى ارزشمند آفريده، اما در داورى در باره سيد جمال، بدون مطالعه و استناد به آثار او و تنها با تكيه بر برخى قراين، به نتيجهاى عجولانه رسيده است. سيد بر خلاف ملكم خان، دشمن سرسخت حركتهاى استعمارى غربيان در كشورهاى اسلامى بود. او براى بيدارى ملتهاى مسلمان در جهت مقابله با ضعف و نادانى آنان و هجوم اروپاييان مىكوشيد و هيچ گاه غربيان را الگوى كاملى براى رشد و تعالى مسلمانان نمىدانست.
سيد جمال الدين ـ بر خلاف گمان الگار كه ناشى از نا آشنايى او با آثار سيد است ـ تنها به جنبههاى اجتماعى و سياسى اسلام علاقهمند نبود. او رسالههاى متعددى در زمينه فلسفه، عرفان و كلام اسلامى دارد كه يكى از معروفترين آنها رساله نيچريه در نفى ماديگرى است. سيد در رساله مرآة العارفين به مثابه عارفى متبحّر، به تبيين مباحث عرفانى بر پايه تفسير سوره حمد مىپردازد و رساله الواردات
(٢) الگار، حامد، ميرزا ملكم خان، ص ٢١٧. غير از الگار، ابراهيم صفايى و سيد حسن تقى زاده و خانم نيكى كِدى نيز سيد جمال الدين اسد آبادى را به دورويى و عدم صداقت متهم كردهاند: ر.ك: زرگرى نژاد، غلامحسين، رسائل مشروطيت، ص ٧٧؛ فريدون آدميت، رساله خانم كدى، در باره سيد جمال را سطحى، كم مايه و آلوده به اغراض يهوديگرى و فاقد امانت علمى توصيف كرده است (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت ايران، ص ٣٣).