فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
اولويت آنها به وصيت است؛ چون وارثى نزديكتر از پدر و مادر نيست. آن گاه قرآن كريم موضوع را تعميم مىدهد و مىفرمايد: «والاقربين ؛ خويشاوندان» تا همه نزديكان اعم از وارث و غير وارث را شامل شود.
اين آيه صراحت دارد و نمىتوان از آن دست برداشت، مگر با دليل قطعى ديگرى كه به همين اندازه محكم باشد.
قائلان به عدم جواز، استدلال به اين آيه را به دو وجه پاسخ گفتهاند:
١. نسخ آيه وصيت با آيه ارث
آيه وصيت با آيه ارث نسخ شده است؛ زيرا از ابن عباس و حسن روايت شده: وصيت براى پدر و مادر به وسيله سهم الارثى كه در سوره نساء (٨) براى آنها تعيين شده نسخ شده، و تنها براى خويشاوندانى كه ارث نمىبرند، ثابت مانده است. اين قول، مذهب شافعى و اكثر علماى مالكى و گروهى از اهل علم است.
برخى ديگر از اهل سنت نسخ شدن آن را انكار كرده و گفتهاند: ظاهر آيه عام و معناى آن خاص پدر و مادرى است كه ارث نمىبرند ـ مانند پدر و مادرى كه كافر يا عبد هستند ـ و خويشاوندان غير وارث است. (٩)
قول اوّل به نسخ جواز وصيت براى پدر ومادر و عدم صحت وصيت براى آنها به طور مطلق، باز مىگردد، اعم از اينكه ارث ببرند يا به واسطه كفر يا عبد بودن، ارث نبرند. نيز جواز وصيت براى خويشاوندان را مقيد به وارث نبودنشان مىداند.
بازگشت قول دوم، به دو تقييد است: يكى تقييد جواز وصيت براى پدر ومادر به ممنوع الارث بودن آنها و ديگرى تقييد جواز وصيت براى خويشاوندان به وارث نبودن آنها.
(٨) نساء، آيه ١١:
(٩) الجامع لاحكام القران، ج٢، ص ٢٦٢ ـ ٢٦٣.