فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٢ - نكتهها (١٥) رضا مختارى
الف) استحباب
١. صاحب جواهر (م١٢٦٦):
يستحبّ وطء قزح برجله سيّما الصرورة في حجّة الإسلام، بل الأحوط ذلك. (٣)
٢. آية اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى، و امام خمينى در بحث قنوت:
يستحبّ القنوت في الفرائض اليوميّة و يتأكّد في الجهريّة، بل الأحوط عدم تركه فيها. (٤)
نقطه ابهام و سؤال اين است كه احوط در اينجا چه احتياطى است، واجب يا مستحب؟ اگر بگوييم احتياط واجب است، با تصريح فقها به اين كه احتياط مسبوق به فتوا احتياط واجب نيست، منافات دارد واگر بگوييم احتياط مستحب است آيا معنى دارد پس از فتواى قطعى به استحباب كارى، همان كار مطابقِ احوطِ استحبابى باشد؟
ب) مكروهات:
١. صاحب جواهر (م١٣٦٦):
ـ يكره أن يمنع أحدٌ الحاجّ والمعتمرين من سكنى دور مكّه، بل الأحوط الترك.
ـ يكره أن يرفع أحدٌ بناءً فوق الكعبة ولو بناء مسجد، بل الأحوط الترك. (٥)
مقصود از «بل الأحوط الترك» چه احتياطى است، واجب يا مستحب؟ اگر گفته شود احتياط واجب است اشكال مىشود كه مسبوق به فتواست و اگر گفته شود احتياط مستحب است، سؤال اين است كه پس از «فتوا» به كراهت، احتياط مستحب در ترك چه معنايى دارد؟
در پاسخ اين سؤال، حضرت آية اللّه شبيرى، به صورت شفاهى و مرحوم آية اللّه تبريزى (قدّس سرّه) به صورت كتبى فرمودهاند:
مقصود از احتياط در موارد مذكور، احتياط مستحب است و معناى احتياط
(٣) هداية الناسكين، ص٢٠٢، مستحبات وقوف در مزدلفه.
(٤) وسيلة النجاة، ص ١٦٥، مسأله ١؛ تحرير الوسيلة، ج١، ص١٧٣، مسألة ١، القول فى القنوت.
(٥) هداية الناسكين، ص ٢٣٦.