فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨ - ميراث زوجه از اموال غير منقول (٢) آية اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى
باشد، تابع آن نيز منتفى خواهد بود. در اين اشكال، اگر مورّث زمينى را با خيار خريده باشد و اين كه زوجه بخواهد با فسخ معامله، از ثمن ارث ببرد، نزديكتر به واقع آن است كه از خيار ارث نمىبرد. اما در صورتى كه مورّث زمينى را با خيار فروخته باشد، اشكال به حال خود باقى است و ارث بردن و نبردن زوجه هر دو محتمل است.
دو شارح (٤٠)كتاب قواعد، عبارت «أقربه ذلك إذا اشترى بخيار» را حمل بر اين كردهاند كه اگر مورّث زمين را با خيار خريده باشد، اقرب آن است كه زوجه از خيار ارث مىبرد؛ زيرا در اين صورت او با فسخ معامله از بهاى زمين ارث مىبرد، بر خلاف صورتى كه مورّث زمين را با خيار فروخته باشد. اين حمل بر خلاف ظاهر عبارت است، متبادر از عبارت آن است كه مشارٌ إليه «ذلك» عدم ارث است كه عبارت براى آن آورده شده است. بنابراين فهم اراده ارث از اين عبارت، برداشتى بى دليل است. علاوه بر اين كه از نظر حكم نيز درست نيست؛ زيرا زمين حق باقى وارثان است كه با مرگ مورّث استحقاق آن را يافتهاند، چگونه زوجه مىتواند استحقاق آنان را ابطال و زمين را از ملك آنان خارج كند؟
بلى، اگر بگوييم ملكيت آن زمين فقط با انقضاى مدت خيار به ورثه منتقل مىشود، حكم مزبور درست خواهد بود. همچنين هرگاه در اين صورت [يعنى در صورت خريد زمين [زوجه ارث ببرد، در صورتى كه مورّث زمينى را با خيار فروخته باشد به طريق اولى ارث خواهد برد؛ زيرا در اين صورت او از بهاى زمين ارث مىبرد و حداكثر چيزى كه لازم مىآيد آن است كه ارث او از خيار موجب ابطال حق او در ثمن مىشود، و اين اَولى است از آنكه او حق ديگران را از زمينى به ارث ببرد كه ملكيت آن اختصاص به آنان دارد. بنابراين، عبارت «إن
(٤٠) فخرالمحققين در ايضاح الفوائد في شرح القواعد، سيد عميد الدين بن محمد الحسينى در كنز الفوائد في حلّ مشكلات القواعد .م.