فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٤ - فقه در نگاه روشنفكران (١) مسعود امامى
شيوه نا ملايم براى خود هزار قسم مدعى و بدگو، خواهى تراشيد و به مقصود خود هم نخواهى رسيد... تو دين ايشان را كنار بگذار و در خصوص بطلان آنها هيچ حرف مزن.
سپس به او مىآموزد كه چگونه با بطلان اديان باطله، بطلان اين سه دين را مىتوانى نتيجه بگيرى تا پيروان اين سه دين «خود بخود بلااختيار بطلان اديان خودشان را نيز از آنها قياس» كنند. (٧)
در نهايت، ميرزا ملكم خان، خدا را نيز انكار مىكند و آن را موجودى خيالى مىشمارد و با ناديده انگاشتن نقش اساسى ايمان و باورهاى توحيدى و بندگى و عبوديت خداوند در رشد و تعالى انسان، به طرح خام انديشه اخلاق محورى كه خالى از توحيد است، مىپردازد و مدّعى مىشود كه آموزههاى اديان در سه بخش عبادات، اعتقادات و اخلاقيات است كه بخش سوم مقصود اصلى است و دو بخش ديگر، مقدمه كسب آن هستند. سپس مىافزايد: يكى از راههاى كسب اخلاق فاضله آن است كه موجودى خيالى فرض كنيم كه صاحب همه خيرات، كمالات و فضايل اخلاقى است و بكوشيم تا خود را با پايبندى به اخلاق نيك، به او و الطافش نزديك كنيم و از خشم او دور سازيم و اگر بتوانيم بدون فرض موجودى اينچنين، صاحب اخلاق حسنه شويم، فروع دو گانه كه عبارت از عبادات و اعتقادات است از ما ساقط مىشود و چون اروپاييان به اين مرحله رسيدهاند نيازى به اديان ندارند، اما آسيا به علت فقدان دانش، همچنان براى رسيدن به اخلاقيات نيازمند اديان است. (٨)
هر چند نوع نگاه انسان غربى به پديده دين، نسبت به دوران قبل از عصر تجدّد تغيير فراوانى كرده است، اما ترديدى نيست كه هنوز اكثريت يا بخش قابل توجّهى از مردمان آن ديار، همه يا بخشى از باورهاى دينى و متافيزيكى خود را حفظ كردهاند و به همين جهت، جايگاه دين و نهادهاى دينى اگر چه نسبت به عصر پيشامدرن تنزّل يافته، اما همچنان نقش
(٧) همان، ص٢٩٠.
(٨) همان، ص ٢٩٤، همچنين مراجعه شود به: ملكم خان، مجموعه آثار ميرزا ملكم خان، رساله كلمات متخيّله، ص ١٨٠.