فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٦ - فقه در نگاه روشنفكران (١) مسعود امامى
اين بليّهاى است كه هنوز ميان بسيارى از گزارشگران از فرهنگ و تمدن غرب شيوع دارد و به همين جهت، گزارشهاى تك بعدى و يكسونگر آنان را از جامعهاى كه به جهت وجود آزادى فكر و بيان و شكستن حريمها، به جامعهاى برخوردار از تنوع آراء و انديشهها تبديل شده است، مورد ترديد جدى قرارمىدهد.
دلباخته تمدن غرب:
ملكم خان، به شدت شيفته تمدن و فرهنگ اروپا بود. در آثار او شايد به دشوارى بتوان انتقادى ـ اگر چه سطحى ـ به تمدن مغرب زمين يافت. او بى محابا، شيفتگى و اعجاب خود را ابراز مىداشت:
«من هر قدر از اعجاز تلگراف و چرخهاى بخار تعجب دارم، در اختراعات حكمرانى فرنگى هزار مرتبه جاى حيرت و تمجيد مىبينم». (١٠)
ملكم براين باور بود كه تكنولوژى و پيشرفتهاى صنعتى تمدن غرب كه ظواهر آن تمدن را شكل مىدهند و به آنان قدرت و برترى مىبخشند بر لايههاى زيرينى از قوانين و فرهنگ بنا شدهاند كه بدون تكيه بر آنها نمىتوان به چنين دستاوردهاى بلندى دست يافت. از اين رو، او اصرار داشت كه برخورد گزينشى با اين تمدن، نارواست و تمام آن را بدون تصرّف بايد پذيرفت. (١١) فريدون آدميت در اين باره مىگويد:
(١٠) ملكم خان، مجموعه آثار ميرزا ملكم خان، رساله دفتر قانون، ص ١٤٣؛ نيز: ص ١٠ ـ ١٣.
(١١) سيد جواد طباطبايى اين انتقاد را بر ميرزا ملكم خان دارد كه او بر خلاف آنچه ادعا مىكند به همه جوانب و مبانى تمدن غرب و ارتباط آنها با يكديگر اشراف نداشت و دركش از لايههاى زيرين آن تمدن، محدود به «أخذ اصول مملكت دارى» بود. تصور او از ظاهربرخى نهادهاى سياسى جديد در كشورهاى اروپايى فراتر نمىرفت و چنانكه از رسالههاى او مىتوان دريافت، او اعتنايى به مبانى انديشه تجدّد و روح قوانينى كه آن نهادها را ايجاد كرده است، نداشت. (طباطبايى، سيد جواد، مكتب تبريز، ص ٩٨ ـ ١٠١). حميد عنايت نيز براين باور است كه ملكم خان و هم فكرانش نظير آخوند زاده و طالبوف، مفاهيم غربى را به درستى هضم نكرده بودند. (عنايت، حميد، انديشه سياسى در اسلام معاصر، ص٢٨٤).