اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
است و یکی غلط . مثال دیگری ذکر کرده اند ، باز به همین جهت که مفاهیم و در واقع حقیقت تغییر میکند ، یعنی حقیقت نسبی است ، هم در طول زمان و هم در میان ملتها فرق میکند میگویند : " مثلا شکل قضیه به طور کلی درست است غصب مال و تجاوز به حق دیگران در هر زمان محکوم است ، ولی در یک زمان خراب نکردن خانه گلی و زشت بیوه زنی در مجاورت قصر سلطنتی ، عدالت چشمگیر خوانده میشود ، در حالی که امروز تخریب چنین خانه های زشت و ناموزونی در مسیر یک عمران و یا زیبایی شهر ، غصب مال و تجاوز به غیر تلقی نشده و با وضع مقررات ساده و شرایط خاصی مجاز شمرده میشود . . . " . یعنی چه ؟ یعنی شما میخواهید بگویید در آن زمان ، آن کار درست بود و غیر آن غلط و در زمان ما این کار درست است و آن یکی غلط ؟ یا نه ، یکی از ایندو درست است ، اگر هم در آن زمان آن جور استنباط میکردند ، اشتباه میکردند این ، مساله حق فرد و حق اجتماع است یک وقت کسی میخواهد خانه گلی پیرزنی را خراب کند برای این که بر شکوه باغ خودش بیفزاید ، آن زمان هم کار غلطی بوده ، این زمان هم کار غلطی است دلیل ندارد که بنده بخواهم باغم را توسعه بدهم ، به خاطر باغ من خانه گلی پیرزنی خراب بشود آن زمان هم خراب کردن آن ظلم بوده ، این زمان هم ظلم است ولی یک وقت هست که مصلحت ، مصلحت اجتماع است فرض کنید میخواهند خیابانی بکشند که مصلحت شهر اینچنین ایجاب میکند و گرنه تمام مردم در زحمت اند ، عقل دائر است بین این که حق مالکیت یک پیرزن یا پیرمرد - هر که