اسلام و مقتضیات زمان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
هستند - تترس [١] کرده باشد ( همین کاری که در قدیم هم معمول بوده )
یعنی آنها را سپر قرار داده باشد و در پیشاپیش خودش حرکت بدهد که اگر
دشمن بخواهد تیراندازی کند یا شمشیر بزند ، مجبور است اول مسلمانها را
بکشد تا بعد به آنها دست پیدا کند ، اینجا مسلمانان در محظور قرار
میگیرند ، یا باید به خاطر این مسلمانهایی که سپر قرار گرفته اند دست از
دفاع بکشند و به دشمن این امکان را بدهند که بیاید حمله کند و ده برابر
این مسلمانها را بکشد و صد برابر اینها صدمه به عالم اسلام وارد کند و یا
برای اینکه جلوی دشمن را بگیرند و او را از بین ببرند ، حمله کنند و
مقدمتا همان مسلمانهای بی گناهی را که سپر قرار گرفته اند بکشند تا
بتوانند به آنها دسترسی پیدا کنند .
اینجا تکلیف چیست ؟ درست همان مساله ای که میان کامو و سارتر مطرح
است در کتاب جهاد مطرح است فقها در آنجا هیچ اختلافی ندارند ( یعنی
کامو در آنجا طرفدار ندارد ، همه ، نظریه سارتر را دارند ) ، گفته اند
اگر خطری که از دشمن پیش بینی میشود ، مهمتر و عظیم تر است از ضرر کشتن
این مسلمانها ، باید این مسلمانها را کشت و آنها شهید در راه خدا هستند
، جزو مجاهدین در راه خدا شمرده میشوند و شهیدی هستند که به عمد به دست
خود مسلمانها کشته شده اند اینجاست که دو حرمت با یکدیگر تزاحم پیدا
میکنند : حرمت کوچکتر و حرمت بزرگتر ، و حرمت کوچکتر فدای حرمت
بزرگتر میشود .
مساله دیگری که امروز مطرح است و خیلی هم سؤال
[١] " تترس " از ماده " ترس " است و " ترس " یعنی سپر .