نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٢
حزب با استناد به نظرات لنين تأكيد مىكرد كه «منبع اصلى تشكيلات ارتش شوروى، رهبرى حزب كمونيست است.» و نيز اينكه «فرماندهى واحد» كه نظاميان خواستار آنند از ديدگاه حزب مىتواند مورد قبول باشد.
قدرت دفاعى يك كشور از ديدگاه اين ارگان تنها در تسليحاتى كه در اختيار دارد خلاصه نمىشود بلكه در روحيه يعنى تربيت آرمانى و مرامى ملّت قرار دارد. اعضاى كادر سياسى ارتش از اين نظرات طرفدارى مىكردند.
در سال ١٩٦٦ گروه برژنف خواهان همزيستى مسالمتآميز با آمريكا مىشوند ولى در كنار آن تقويت ارتش را لازم مىدانند و اعضاى رجال سياسى ارتش در كميته مركزى و كنگره حزب افزايش مىيابند امّا اين افزايش مبيّن اراده حزب در حفظ كنترل ارتش است، تا حدى كه ٩٣ درصد افسران تا بالاترين درجه را اعضاى حزب تشكيل مىدهند.
ارتش با امتيازات جديدى كه كسب كرده (بخصوص در زمينه بودجه) حقوق اجتماعى جديدى را از حزب مىخواهد از جمله در زمينه تجديد اعتبار و حيثيت نظاميانى كه توسط استالين بركنار شده بودند موفّق گرديد براى آنها اعاده حيثيت كند و حتى پا را فراتر از قدم حزب (كه فقط انكار و مذمّت استالين بود) بگذارد.
اعاده حيثيت ارتشيان تصفيه شده نه تنها از قابليّت مبارزه ارتش حكايت دارد بلكه علامت بارزى در نشاندادن خطاهاى حزب و در نتيجه خصوصيّت گزافهبودن ادّعاهاى آن در كنترل همه چيز را خاطرنشان مىسازد. ظاهر روابط بين ارتش و حزب قبل از سال ١٩٦٧ به نفع خود مختارى قدرت نظامى بوده است و حزب هم با بيانيههاى متعدّد بر اولوّيت مدام، آرمان و اقتدار خود تأكيد مىكرد.
اين تعادل مبهم ميان حزب و ارتش با مرگ مالينوسكى (وزير دفاع) و مسأله جانشينى او مورد ترديد قرار گرفت. ارتش سعى داشت مواضع بدست آمده پس از استالين را حفظ كند و حزب هم خواستار افزايش رهبرى حزب در ارتش بود. مدّت ده روز برخورد ادارى و مطبوعاتى شديدى بين طرفين صورت پذيرفت و معلوم شد كه موضوع فراتر از انتصاب يك نظامى يا غيرنظامى به وزارت دفاع است بلكه مربوط به حقّ ارتش در اداره خود فارغ از اقتدار حزب است. در پايان مباحثات، ارتش پيروز شد و وزير پيشنهاديش يك نفر نظامى به نام «گرچكو» بود.