كشف الأسرار في شرح الاستبصار - الجزائري، السيد نعمة الله - الصفحة ٣٧٥ - كراماته
و مثلها دعوات، عدّها عشر * * * نوّهت باسمي بها في الجانب الشرق
أبقيتنى كرما، و النار باقية * * * فان رحمت، و الا فهي لا تبقى [١]
و يظهر من هذه الأبيات أن مثل هذه القضية في استجابة الدعوة، صارت له عشر مرّات، و كتب بعدها رسالة الى ابنه (السيد محمد وزير) يذكر فيها هذه الحادثة قائلا:
«برخوردار، سعادت آثار، خجسته كردار، نعمت كردگار، نور الأبصار جعله اللّه من الابرار، بعد دعاى حصول آمال، و ترقي علم و كمال، واضح باد:
ز برق و حرق پريروز در همين ده و دشت * * * رسيده بود بلائى، ولى بخير گذشت
و تفصيل اين سرگذشت در سلك نظم منسلك گشت:
كلبۀ ما كه در بيابان است * * * خانه از نى مگو نيستان است
دى بلائى ز آسمان آمد * * * كه فلك نيز در فغان آمد
يعنى آواز رعد و صاعقهاى * * * داد جان را ز مرگ ذائقهاى
من و طفل رضيع با دايه * * * بنده در صحن و هر دو در سايه
ناگهان در نماز بعد زوال * * * شد دگرگون مرا ز صاعقه حال
آمد از آسمان بفرق فرود * * * تا بحدّى كه هيچ فرق نبود
با صدائى كه زهره آب شود * * * عالم جسم و جان خواب شود
بوى كبريت در دماغ رسيد * * * شعله پيچيد و جسم من لرزيد
لرزه بر طفل شير خوار افتاد * * * لطف حق بود ور نه جان مىداد
دل در آن خوف و دهشت جانكاه * * * گفت بىاختيار «يا اللّه»
يك بيك برطرف شد از سر من * * * برفتاده قريب اين مسكن
سست شد جسم زان بلائى سخت * * * بر درختى فتاد و سوخت درخت
«چون از نماز فارغ شدم بحال ديگران وارسيدم و مطلع».
[١] تجليات (ج ٢/ ٢٧)