كشف الأسرار في شرح الاستبصار - الجزائري، السيد نعمة الله - الصفحة ٣٢٤ - ١٧- ديوان الأشعار
بهر وارث خانه و اسباب و مال و حال رفت * * * بهر تو وزر و بال و خزى مىماند همين
الى أن يقول، و الى نعم الربط يؤول:
واى بر حالت نگردد گر شفاعت خواه تو * * * در قيامت ساقى كوثر، امير المؤمنين
آنكه منشورش بدست قدرت حق، خود نوشت * * * مطلع صبح ازل بر پايۀ عرش برين
آنكه فضلش در جهان روشنتر از آفتاب * * * بر مؤالف، بر مخالف، بر كهين، و بر مهين
آنكه حقش بر گزيد از جمله خلقان از نخست * * * بهر امّت تا بود بعد از محمد جانشين
كاشف اسرار دانش، وارث علم نبى * * * از همان روزى كه بود آدم ميان ماء و طين
بندهاى از بندگان درگهش رضوان خاص * * * مالك از خيل غلامان است مملوكى كمين
بهرهمند از فيض او هم انبيا هم اوليا * * * مستفيد از علم او هم اولين هم آخرين
طفلى از طفلان مكتبخانهاش روح القدس * * * ريزهخوار خوان او هم سابقين هم لاحقين
ثم ينقل معجزة باهرة وقعت للملا حسن الكاشي المداح المعروف، حينما زار أمير المؤمنين (عليه السلام) في رؤياه الصادقة، و اعطاءه الحوالة الى تاجر البصرة، جائزة على قصيدته التى قالها في شأنه (عليه السلام) الى أن ختم القصيدة الغرّاء بهذه الأبيات الرائعة: