روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١١١٣ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢٧ شهریور ١٣٥٩ ٨ ذی القعده ١٤٠٠ ١٨ سپتامبر ١٩٨٠
٢. پس از عملیات بند یکم، اگر با مقاومت روبه رو شدند به داخل خاک خود عقب نشینی و در مواضع بتنی که از ماه ها پیش مشغول تهیه آن هستند موضع گرفته، با نیروی تعقیب کننده ایرانی مبارزه می کنند و اگر با مقاومتی مواجه نشوند فوراً با استفاده از کیسه های شنی تحکیم هدف کرده و توپخانه خود را به جلو حرکت داده و برای یک دفاع جدی آماده می شوند، کمااینکه عملاً در عملیات غرب و عملیات چند روز گذشته خوزستان اتفاق افتاد.
٣. در کنار کمتر پاسگاه ژاندارمری واحد ارتشی وجود دارد؛ بنابراین بیشتر پاسگاه های خوزستان می تواند مورد هجوم عراقی ها به شکل فوق قرار بگیرد.
٤. عراق از تنظیم این برنامه هدف تبلیغاتی زیر را دارد:
الف) روحیه مردم ایران و نیروهای مسلح را تضعیف و درعوض روحیه نیروهای مسلح و مردم عراق را بالا ببرد.
ب) [به] مجاهدین عراقی که در داخل خاک عراق فعالیت می کنند عملاً اثبات کند مدافع آنان؛ یعنی ایران، هیچ قدرتی دربرابر عراق ندارد.
پ) درصورت امکان قسمتی از سرزمین ایران را اشغال و با این ترتیب ایران را وادار به قبول پیشنهادات عراق نماید.
٥. [با] توجه به موارد فوق و اینکه تاکتیک عراق دقیقاً روشن است، پیشنهادات زیر را مطرح می سازم:
الف) در کنار تمام پاسگاه های مرزی نیروی زرهی و یا ضدزره مستقر گردد تا از سقوط آنها جلوگیری شود.
ب) پاسگاه هایی که آسیب پذیر هستند جمع آوری و ساختمان آن وسیله خودِ ما منفجر شود و چند پاسگاه در یک پاسگاه که دارای ساختمان محکم تری است ادغام و در پشت آن نیروی زرهی مستقر گردد.
پ) بدون فوت وقت نیروهای ایران حالت تهاجمی موضع گرفته، هرجا نقطه ضعیف پیدا می کنند وارد خاک عراق شده، ضرباتی بر پاسگاه ها و تأسیسات آنها وارد کرده و به خاک ایران با سرعت مراجعت کنند.
چ) هیچ راهی نداریم جز با هلیکوپترهای کبری و موشک و هواپیما و ادوات ضدزره از زمین و هوا تمام نیروهای زرهی عراق را در داخل خاک آن کشور که هم اکنون در نزدیک مرزهای ایران موضع گرفته اند منهدم سازیم و الا به زودی عملیات دیگری روی پاسگاهی دیگر انجام داده و از تلویزیون بغداد پخش می کند و سقوط پاسگاه های ژاندارمری با شرایطی که اکنون دارند، قطعی است.»[١]
ضمیمه گزارش٦٧٦: مرور درگیری های مهاباد به روایت یکی از مراکز سپاه
«شهر مهاباد از مناطقی بود که از همان ابتدای بحران در محدود ه غرب و شمال غرب کشور به علت داشتن سابقه ای دیرین در امر خودمختاری و به عنوان شهر قاضی محمد به وسیله گروه های سیاسی مدعی دفاع از حقوق کرد اشغال و به آشوب کشیده شد. در این دوران، اکثر گروهک های ضدانقلاب و سران مرتجع آنها به خصوص حزب منحله دمکرات که خود را وارث جنبش قاضی می دانستند، حضور گسترده ای در شهر مهاباد، به عنوان پایتخت کردستان بزرگ و خودمختار نشان دادند. در دوران فترت نیز این شهر به عنوان محل انجام مذاکرات ازسوی طرفین برگزیده شده بود. اکثر جلسات هیئت اعزامی دولت با (به اصطلاح) نمایندگان سیاسی و مذهبی مردم کردستان در این شهر صورت می گرفت. در این مدت به ظاهر برای بهترشدن مذاکرات، در شهر اعلام آتش بس شده بود، لکن این امر فقط ازسوی نیروهای جمهوری اسلامی رعایت می شد و قتل، غارت، تجاوز، گروگان گیری، اعدام های بی دلیل با صدور حکم دادگاه های فرمایشی، حملات پی در پی و بی وقفه به پادگان شهر و محل حضور پاسداران همچنان ازسوی دشمن به قوّت خود باقی بود. در ادامه به ارائه بعضی از گزارش های مستند می پردازیم:
- سرتاسر شب مورخه ١/٨/٥٨، زدوخورد بین نیروهای جمهوری اسلامی و گروه های ضدانقلاب در باغات شمالی مهاباد ادامه داشت. در این زمان کلیه راه های ورودی شهر (میاندوآب - مهاباد، سردشت - مهاباد و ارومیه - مهاباد) به شدت ازسوی گروهک ها کنترل می شد و کسی به راحتی قادر به ورود و یا خروج از شهر نبود.
مورخه ٣/١١/٥٨، با تحریک گروه های غیرقانونی، عده ای از دانش آموزان دبیرستان ها و مدارس راهنمایی دخترانه و پسرانه مهاباد در پشتیبانی از خواسته های مردم سنندج و خروج پاسداران از شهرهای کردستان به خصوص مهاباد، دست به تحصن زدند. این عده درباره علت تحصن خود اعلام کردند: درحالی که ٢٢ روز از تحصن مردم سنندج می گذرد، هنوز هیئت نمایندگی خلق کرد درباره خودمختاری کردستان
[١] سند شماره ٤٠٩٣٢٠ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش استانداری خوزستان، شماره سریال ١٣، ٢٧/٧/١٣٥٩، صص٢ و ٣، از ناحیه ژاندارمری خوزستان (رکن٣)، ٢٧/٦/١٣٥٩.