روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٤٣ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٩ مرداد ١٣٥٩ ٩ شوال ١٤٠٠ ٢٠ اوت ١٩٨٠
همبستگی می کرد و می گفت: "ما را نجات بدهید. من ١٢ بچه دارم؛ مگر بچه های ما می توانند گندم نخورند که اینها ما را مجبور کرده اند که گندم ها را تمیز کنیم و به مهاباد منتقل نماییم؟"
همان طورکه آیت الله العظمی منتظری هم اشاره به این جریان نموده اند (که گندم را از مرز خارج می نمایند.) عملاً زندگی را از روستایی می گیرند و جنگ و کینه را می کارند و سپس شروع به آبیاری می کنند؛ حال با تبلیغات، با زور و با هرچه باشد. و روستایی مسلح هم خودبه خود در اختیار حزب می باشد. هر که هم مخالفت نماید خانه اش را آتش می زنند یا منفجر می کنند؛ بقیه دیگر مطیع می مانند.
شرق و غرب و صهیونیسم به وسیلة عمالشان، حزب بعث، پول های کلان در کردستان ریخته اند و عملاً اقتصاد را خود فلج نموده اند و وقتی مردم به احزاب منحله مراجعه می نمایند که "ما پول داریم ولی ارزاق عمومی نداریم" به مردم می گویند "دولت ارتجاع محاصرة اقتصادی نموده است و چیزی نمی گذارد به کردستان وارد شود." و وقتی [مردم را] متوجه دولت نمودند بعضی مردم اصرار می نمایند که "خوب، ما چه کنیم؟" می گویند "حالا این پول را بگیر ببینیم با دولت چه کار می توانیم بکنیم". با این شگردهای سیا، موساد و کا.گ.ب در کردستان عمل می نمایند.
گروه های امریکایی می خواهند حاکمیت خود را اعمال نمایند و گروه های روسی هم حاکمیت خود را؛ نمونه، ترور رهبر اتحادیة کمونیست های ایران در کردستان [است] که به وسیلة گروه های امریکایی انجام گرفته است. دراین رابطه یک نفر مذهبی را گرفته، به جرم ترور شخص مذکور در مهاباد اعدام می نمایند. بعد از ملاقات وزیر امور خارجة امریکا و روسیه باهم، تمام احزاب منحله و کفار منطقه در روستایی به نام خانقاه در نزدیکی مهاباد اجتماع نموده و عملیات خود را هماهنگ می نمایند. در آن جلسه، شیخ گمراه[١] و برادرش شیخ جلال و قاسملو، طالبانی، پالیزبان، نمایندة بختیار و گروه های به اصطلاح سیاسی باهم ملاقات و هماهنگی می نمایند.»
در ادامة این گزارش آمده است: «در کردستان مخصوصاً تکاب، مردم بیشتر صنفی هستند تا سیاسی؛ این است که باید با قاطعیت عمل نمود تا این غدة سرطانی را ریشه کن نمود و این کار امکان ندارد مگر بعد از عملیات نظامی. باید برای ایجاد امنیت سریع، در روستاها شوراهای اسلامی تشکیل داده و زمین ها را تقسیم و سریع ایجاد کار نمود و الا داستان سال گذشته به نوعی دیگر تکرار خواهد شد. ...
وضعیت تدارکات تکاب: تدارکات تکاب هم شرایط بیجار و خیلی بدتر از آنجا را دارد چون زمستان در راه است و بیشتر مواقع جادة بیجار - تکاب به طورکلی مسدود می باشد و زمستان های بسیار سردی دارد و باید هرچه سریع تر ازلحاظ تدارکاتی برای شش ماه تدارک شوند؛ مخصوصاً بی سیم که شدیداً در کل غرب و مناطقی مانند تکاب، کمبودش محسوس می باشد.
وضعیت پاسداران در منطقة تکاب: پاسداران در حدود ٦٠ - ٥٠ کیلومتری تکاب در کوه ها مستقر می باشند و ازلحاظ ماشین و سلاح سنگین مثل خمپارة١٢٠ در مضیقه می باشند و مخصوصاً ماشین؛ چون به طورکلی این مسئله محسوس می باشد. برادران پاسدار در ٤ نقطه مستقر می باشند. در یک محل فقط با ارتش می باشند و در بقیة مناطق فقط پاسدار می باشد. ... و اگر تا هوا سرد نشده اقدام نشود، به طورکلی دیگر نمی شود در آن مناطق رفت وآمد نمود.
وضعیت ارتش در منطقة تکاب: ارتش که دو گروهان رزمی در منطقه دارد بعد از بیش از یک ماه و نیم، ٥ الی ٧ کیلومتر جلو رفته است، درصورتی که ٨ نفر پاسدار روستای پهلوان که در ٥ کیلومتری می باشد از اول [این روستا] را نگه داشته است. در اینجا هم توپخانه را برده اند. اگر یک توپ ١٥٥ کششی بود، بالای پل ساروخ را که صخره ای و دارای غارهای متعدد می باشد، کوبیده و راه برای پاسداران و پیشروی ارتش باز می شد. الآن فقط دارند وقت می کشند و جلو [پیشروی] ارتش گرفته شده است. اگر قبل از سردشدن هوا تا ماینبلاق که پاسگاهی در آنجا هست پیشروی شود، خیلی از مسائل حل خواهد شد و می شود
[١] منظور شیخ عزالدین حسینی است.