روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩٠ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢ مرداد ١٣٥٩ ١١ رمضان ١٤٠٠ ٢٤ ژوئیه ١٩٨٠
حجت الاسلام دکتر سیدحسین صدر از بستگان نزدیک عالم مجاهد و فقیه شهید، آیت الله العظمی سیدمحمدباقر صدر، در سوریه برقرار شد، ایشان نیز خبر فوق را تأیید کردند.»[١]
روزنامة انقلاب اسلامی نیز در ٢٦/١/١٣٥٩ گزارش داد:
«حجت الاسلام محمدمهدی آصفی سخنگوی "حزب الدعوة الاسلامیة" عراق در گفت وگویی با خبرگزاری پارس گفته است: طبق اطلاعات و اخبار صحیح و دقیقی که از منابع موثق به وسیلۀ افراد حزب به دست آورده ایم، آیت الله محمدباقر صدر و همشیرۀ ایشان توسط عمال رژیم فاشیست عراق شهید شده و جنازۀ ایشان چهارشنبۀ گذشته [٢٠/١/١٣٥٩] به بستگانش تحویل داده شده است که آثار شکنجه در بدن ایشان مشهود بوده است.» به این ترتیب، پس از ٨ روز تردید، خبر شهادت آیت الله صدر قطعی دانسته شد.[٢]
ضمیمه گزارش٢٣: معرفی تقی شهرام؛ عضو مؤثر مرکزیت سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در امر تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان به مارکسیسم و تصفیه های خونین درون سازمانی مربوط به این کار
در کتاب تبار ترور نوشتة صادق کوشکی دراین باره چنین آمده است:
«محمدتقی شهرام دانشجوی رشتۀ فیزیک، پس از دستگیری های سال ٥٠ به دام ساواک افتاد و به ١٠ سال زندان محکوم شد. اعضای سازمان (مجاهدین خلق [منافقین]) در یکی از آثار منتشرشدۀ خود او را اهل سفسطه، حراف، چپ نما و حیله گر معرفی کرده اند. شهرام پس از انتقال به زندان تازه تأسیس ساری با حسین عزتی که یک مارکسیست بود آشنا می شود. این آشنایی به تأثیرپذیری و گرایش شهرام به مارکسیسم می انجامد که بعدها اثرات قابل توجهی بر روند ظهور تغییر ایدئولوژی در تشکیلات سازمان می گذارد. در زندان ساری عزتی و شهرام با افسر نگهبان زندان ارتباط برقرار کرده، او را با اندیشه های خودشان آشنا می کنند. پس از مدتی، عزتی و شهرام موفق می شوند در اردیبهشت ٥٢ با طرح نقشه ای که با همکاری افسر نگهبان (ستوان امیرحسین احمدیان) اجرا می شود، از زندان فرار کرده و بیست اسلحۀ کمری را نیز با خود به سرقت ببرند. ... مدتی نگذشت که سازمان، ستوان احمدیان به همراه چهار نفر دیگر از اعضا را به خارج از کشور فرستاد و شهرام نیز به قم منتقل شد و حدوداً تا شهریور ٥٢ در آنجا ماند. او در مدت اقامتش در قم، با مصطفی شجاعیان، از کادرهای اصلی چریک های فدایی خلق، و بهرام آرام ارتباط برقرار نمود و دراثر ارتباط با شجاعیان - که تسلط تئوریک نسبتاً بالایی بر مارکسیسم داشت - پیوند کاملی با این ایدئولوژی برقرار کرد. البته این رویه از سال ٥١ در زندان آغاز شده بود، اما به پیشنهاد رجوی، از اعلام صریح این قضیه خودداری می نماید. ... فراهم آمدن فضای مناسب برای قدرت گرفتن به عللی چون نبود نیروهای کیفی ناشی از جریان دستگیری ها و حادثۀ کشته شدن رضا رضایی باز می گردد. همین امر بود که منجر به تبدیل او به عنصر مسلط مرکزیت شد. ... او به لحاظ سازمانی، در شرایطی وارد تشکیلات شد که برای فراهم آوردن زمینۀ تسلط بیشتر بر اعضا آنها را در چند شاخه تقسیم بندی کرده و مسئولیت هر شاخه را به یکی از اعضای مرکزیت واگذار کرده بودند. دراین میان، تقی شهرام مسئولیت شاخۀ سیاسی را به عهده گرفت که خط دهندۀ اصلی نیز محسوب می شد. بهرام آرام در کنار ابراهیم جوهری شاخۀ نظامی و بازوی اجرایی عملیات را بر عهده داشت و مجید شریف واقفی و علیرضا سپاسی آشتیانی نیز شاخۀ کارگری را هدایت می کردند. البته تا خرداد ٥٢ آرام و شهرام در رأس امور بودند تا اینکه در اواخر شهریور همان سال، به پیشنهاد شهرام، مجید شریف واقفی نامزد عضویت در مرکزیت شد. این ترکیب تازمانی که شریف واقفی با شهرام دچار اختلاف نظر شده و درنتیجه کنار گذاشته شد، باقی ماند. شهرام بنا به خصیصۀ انحصارگرایی و دیکتاتورمآبی اش و همین طور گرایش و تسلط چندساله بر تئوری های مارکسیستی، به قصد زیرسلطه گرفتن تشکیلات، به محض ورود عنوان کرد که باید دربارۀ فعالیت های دوسالۀ سازمان جمع بندی انجام پذیرد تا نقاط ضعف و قوت مشخص شود و رهنمودهای لازم، به منظور تصحیح خط مشی سازمان فراهم آید. به نظر می رسد که شهرام می خواسته با این حربه ها خود را فوق مرکزیت قرار دهد. ... مصادف با سال ٥٤، ترور افرادی چون شریف واقفی که از سال ٥٢ در کادر مرکزیت سازمان قرار داشت و همین طور مرتضی صمدیه لباف فصل جدیدی را در کارنامۀ اقدامات سازمان گشود که سرآغاز تحولات و دگرگونی های فراوانی شد. علت ترور واقفی در همان زمان، خیانت او به سازمان عنوان شد، اما بنا به اعترافات اعضای دستگیرشده در سال های بعد، علت واقعی این ترور اختلافات عقیدتی و فکری واقفی با مرکزیت و
[١] روزنامه جمهوری اسلامی، ٢٥/١/١٣٥٩، ص٢.
[٢] روزنامه انقلاب اسلامی، ٢٦/١/١٣٥٩، ص٣.