روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٢٠ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٩ مرداد ١٣٥٩ ١٨ رمضان ١٤٠٠ ٣١ ژوئیه ١٩٨٠
خرابکاران و جاسوسان حزب بعث عراق، هر دو را به اعدام محکوم کرد.» در رأی صادره درمورد این دو محکوم آمده است: «باقر قباشیان به جرم رفت وآمدهای مکرر به عراق و ارتباط وی با سازمان امنیت عراق و دادن اطلاعات و گزارش درمورد اوضاع منطقه و ارگان های انقلابی و جاسوسی برای دولت بعث عراق و آوردن اسلحه و مهمات و مواد مخدر و توزیع آن میان افراد ضدانقلاب و عمال بعث و جعفر فرهانی به جرم رفت وآمدهای مکرر به کشور عراق، جاسوسی در سپاه پاسداران به نفع اجانب و دادن اطلاعات و گزارش نظامی به آنان، رابطۀ مستقیم با عبدالحسین [عراقی][١] یکی از اعضای سازمان امنیت عراق، به اعدام محکوم شدند.»[٢]
١
در ادامه بحران در مناطق کردنشین امروز درگیری های شدید و خونینی میان نیروهای مسلح خودی و گروه های مسلح ضدانقلاب، به ویژه در مثلث بحرانی بانه - سقز - مریوان روی داد. در دیگر مناطق نظیر ارومیه و جوانرود نیز، نیروهای خودی با انفجار بمب و مین مواجه شدند. عمده ترین این درگیری ها و ایذائات به قرار زیر است:
گزارش سپاه غرب کشور حاکی است: ستونی مرکب از ارتش و سپاه پاسداران انقلاب و پیشمرگان مسلمان کرد که از روز گذشته به قصد رساندن آذوقه، از سنندج به طرف مریوان در حرکت بوده است، امروز در بین راه با کمین ضدانقلاب مواجه و درگیر شده است. این درگیری تا ساعت ١٩:٣٠، ٤٠ زخمی و ٣ شهید داشته است.[٣] گزارش دیگری از ستاد عملیات غرب کشور، تعداد زخمی های ارتش و سپاه را ٢٠ نفر و شمار شهدا را ٤ پاسدار و ٦ ارتشی اعلام می کند.[٤]ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی نیز در اطلاعیۀ مشروحی جریان این درگیری را اعلام کرد. در این اطلاعیه آمده است:
[١] عبدالحسین مطوری معروف به عبدالحسین عراقی یکی از جاسوسان زبده و کارکشتۀ دولت عراق بود که درزمینۀ جاسوسی و بمب گذاری، جذب افراد مخالف نظام و بردن آنان به پادگان زبیر در نزدیکی بصره جهت فراگیری آموزش های نظامی و روش های بمب گذاری فعالیت های عمده و مهمی داشت. وی چندین بار ازسوی پاسداران انقلاب آبادان و خرمشهر تحت تعقیب قرار گرفت و هربار با مهارت خاصی و به کمک یک جاسوس دوجانبه که معمولاً در آخرین دقایق وی را مطلع می ساخت، اقدام به فرار می کرد. حتی یک بار چند هفته پیش از جنگ، در یک درگیری در اروندرود به هنگام فرار با یک قایق پارویی، یک واحد گشتی سپاه آبادان، که نگارنده نیز در آن بود، به تعقیب وی پرداخت و توسط پاسدار شهید سیدمسعود ساجد از ناحیۀ ران زخمی شد و بااینکه قایقش در رودخانه غرق و یک پایش به شدت زخمی شده بود، با شناکردن خود را به آن سوی اروند رساند و به عراق گریخت. وی پیش از انقلاب یک افسر جزء در سازمان استخبارات عراق بود که در مخالفت با دولت عراق، به ایران پناهنده شد و برای ارتش شاه جاسوسی می کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، به عراق گریخت و مورد عفو صدام قرار گرفت و مجدداً در خدمت سازمان استخبارات درآمد و به ایران مراجعت کرد و فعالیت های قابل توجهی به نفع عراق انجام داد. وی در سال ١٣٦٤ در غرب کشور با درجۀ سرگردی توسط نیروهای خودی کشته شد. (براساس سند شماره ١٥٥٩/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش عملیات، نعمت الله سلیمانی خواه، بی تا)
[٢] روزنامه کیهان، ٩/٥/١٣٥٩، ص آخر؛ و - روزنامه جمهوری اسلامی، ١٣/٥/١٣٥٩، ص٤، هر دو به نقل از خبرگزاری پارس از خرمشهر.
[٣] سند شماره ٥٦٤٢١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: اسناد مناطق کردنشین (مریوان)، ج١، ص١٠٦، از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سماجا (رکن٣ - مرکز فرماندهی) ٩/٥/١٣٥٩.
[٤] سند شماره ٥٦٤٢٠ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: اسناد مناطق کردنشین (مریوان)، ج١، ص١٠٧، از ستاد عملیات غرب کشور به ستاد عملیات تهران (مرکز فرماندهی)، ٩/٥/١٣٥٩.