روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٦٧ - روزشمار جنگ شنبه ١١ مرداد ١٣٥٩ ٢٠ رمضان ١٤٠٠ ٢ اوت ١٩٨٠
انقلاب باتوجه به ضعف های مسئولان و مبهم بودن پرونده سینما رکس، گروه ها شروع به استفاده سیاسی از این مسئله کردند. یک سال از [تشکیل] پرونده سینما رکس گذشت و با آن جدیتی که باید، پرونده تعقیب نشد. بعد از یک سال، برخی از خانواده ها و نمایندگان آنها قضیه را تعقیب و نزد مقامات رفته بودند تا اینکه دادستان انقلاب چند نفر را چند نوبت، برای جمع آوری پرونده به منطقه اعزام کرد؛ ولی هر بار که خواستند دست به کار شوند، با جو تبلیغاتی این گروه [ها] و اتهاماتی که می زدند نهایتاً مجبور می شدند کارشان را رها کنند و بروند. الآن دادستان ویژه آقای نقیبی رسیدگی به پرونده را به عهده گرفته اند. باتوجه به اینکه این نیروها و طیفشان اساساً مخالف با انقلاب است، حالا می خواهند از این مسئله استفاده کنند و اسلام و انقلاب و مسئولین و همه را به بازی گرفته و لوث کنند و خود استفاده نمایند. به این صورت که گروه ها در ابتدای تحصن، به وسیله اطلاعیه و اعلامیه ها کم کم زمینه را فراهم کردند و امروز کم کاری و مشکلاتی را که سر راه رسیدگی پرونده بود با اعلامیه خود به این صورت مطرح کردند که "چه کسانی از رسیدگی به پرونده سینما رکس می ترسند؟" یعنی خواستند خودبه خود این سؤال را مطرح کنند که "افرادی که از رسیدگی به پرونده می ترسند خود در این کار دست دارند." با این صحنه سازی ها زمینه را آماده کردند؛ تظاهرات می کردند، با تشنجی که ایجاد می کردند این [تحصن] را به صورت یک جریان درآوردند؛ درحالی که در حدود سه ماه پیش که اینها دست به تحصن زدند و خواستار رسیدگی به پرونده سینما رکس بودند و باتوجه به جو تبلیغاتی که به راه انداخته بود [ند] و با درنظرگرفتن این حق که بازماندگان باید عاملان فاجعه را بشناسند، ما سعی کردیم با مسئولین برخورد کنیم که مسئله و تشکیل دادگاه را پیگیری کنند. حدود سه ماه از این قضیه گذشت و این تحصن به عنوان یک خواست برای تشکیل دادگاه نبود، بلکه محل تبدیل به یک مقر تبلیغاتی شده بود. تمام امور حقوقی از پرداخت حقوق به کارمندان گرفته تا مالیات شهر همه مربوط به اداره دارایی می شد. از طرف دیگر، [اداره دارایی] در مرکز شهر هم واقع شده بود که محلی مناسب برای پخش هرگونه شایعه می باشد. ما در این مدت صبر کردیم تا کوچک ترین برخوردی پیش نیاید، تا اینکه دادستان ویژه از تهران آمد و مسئله را به طور مستقیم دنبال کرد و خواست اینها برآورده شد. و حالا هم دادگاه در شرف تشکیل است. فرماندار ازطریق رادیو صحبت کرد، امام جمعه در نمازجمعه خواست که به تحصن خود پایان دهند؛ چراکه اینها بازماندگان سینما رکس هستند، به خواست آنها رسیدگی شده و حاکم شرع پیش اینها رفت تا از آنها بخواهد به تحصن خود خاتمه دهند. و چون [هنگام] روز مرکز شهر شلوغ بود و افراد اینها هم دوروبر جمع بودند، خودبه خود ایجاد درگیری می کرد. این بود که شب را انتخاب کردیم؛ همراه حاکم شرع به دارایی رفتیم، در را به روی ما باز نکردند و گفتند ما صحبتی نداریم. یکی از برادرها از بالای در به داخل رفت و در را باز کرد. آنها شروع به هیاهو و جنجال به راه انداختن کردند. ما هم به داخل رفتیم و دیدیم که فقط چند تا پیرزن بودند که واقعاً بازمانده هستند و بسیاری از افراد بازمانده نبودند و در یک رابطه سیاسی در آنجا حضور داشتند و بسیاری از افراد آنها شروع به فحاشی و هتاکی به انقلاب و به رهبری [کردند] و ما آنها را سوار ماشین کرده و در خیابان های محلشان پیاده کردیم و خود در اداره دارایی مستقر شدیم. و فردای آن روز اینها با جمع کردن نفرات خود که از گروه های پیکار و فدایی ها و هواداران مجاهدین خلق [منافقین] بودند حوالی اداره دارایی جمع شدند. این گروه های سیاسی با منتسب نمودن این کار [جنایت] به روحانیت و با شعار "دادگاه فرمایشی محکوم است"، قصد دارند که رژیم شاه را تبرئه کنند و انقلابیون را از بین ببرند و با ایجاد جو تفرقه در بین مردم، زمینه کودتا را فراهم نمایند. البته در بین متحصنین در دارایی عده ای از خانواده شهدا نیز بودند که ما منکر آنها نمی شویم، ولی پشت سر اینها گروه های سیاسی را می دیدیم که برای تضعیف انقلاب، هر زمان تاکتیک های مختلفی را به کار می برند و می خواستند افراد مورد اعتماد ملت را خراب کنند.»[١]
[١] همان.