روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٩٥ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٨ مرداد ١٣٥٩ ١٧ رمضان ١٤٠٠ ٣٠ ژوئیه ١٩٨٠
نیروهای فکری و جسمی بسیاری گشته است. جوانان پرشور و پرانرژی که اکنون باید توان خویش را درجهت ساختن و آبادکردن این خراب آباد مانده در پس طاغوت گذارند، همۀ سعی و استعداد و خلاقیتشان در کادر محدود چسباندن چند پوستر و اعلامیه و ایستادن بر سر گذرگاه ها و چهارراه خلاصه گشته است. ... ٨. موضع سازمان پس از سخنان امام؛ اکنون پس از گذشت یک ماه از سخنان تاریخی امام می توانیم به بررسی عملکرد سازمان در قبال این سخنان بنشینیم. امام صادقانه از انحرافات می گوید تا اگر صداقتی باشد به خود باز آیند و از انحراف دست شویند. اما سازمان بلافاصله از یک سو با اعلام تعطیل دفاتر سیاسی خود و عدم انتشار روزنامه، با یک برخورد منافقانه در موضع مظلومیت جای گرفته، جو خفقان کاذب سیاسی را بر هواداران القا می کند و از سوی دیگر درپی قشون کشی سیاسی برمی آید. ...»[١]
اما کیهان از منظر دیگری به ایدئولوژی سازمان می پردازد. این روزنامه در مصاحبه با مهندس مهدی بازرگان و خطاب به ایشان با اشاره به این نکتۀ مشهور که «بنیان گذاران سازمان مجاهدین خلق [منافقین] و درنتیجه خود این سازمان به مقدار زیادی تحت تأثیر نوشته های شما بوده اند و از آنها در نوشته های ایدئولوژیک خود استفاده کرده اند. به عنوان نمونه و شاهد، کتاب راه انبیا راه بشر دقیقاً با توجه به کتاب راه طی شده تدوین شده است.» می پرسد: «نظر شما دراین خصوص چیست؟ آیا در همان موقع که این نظرات ابراز می شد شما انحرافی در آن می دیدید؟ باتوجه به اینکه بسیاری از نظرات شما در نوشته های آنها به چشم می خورد.» بازرگان در پاسخ می گوید: «همان طورکه می دانید و گفته اند سازمان مجاهدین خلق [منافقین] از جوجه ها و فرزندان نهضت آزادی ایران بودند. در زندان هم مرحوم حنیف نژاد با ما بود. بعضی هایشان مانند مهندس ناصر صادق در دانشکده فنی شاگرد من بود و بعد هم در شرکت "یاد" همکار من بود. به همین علت، یکی از سیئات ما و از جرم های بزرگ ما در نزد ساواک، چه من و چه دکتر سحابی و همکاران دیگرمان، این بود که این چنین اولاد و فرزندانی تحویل جامعه دادیم! و آن مقام امنیتی (ثابتی) در یک مجلس علنی که با یک واسطه به گوش من رسیده بود، گفته بود که ما از مارکسیست ها، از کمونیست ها و از این توده ای ها نمی ترسیم، اما از این مسلمان ها بیشتر می ترسیم. و عین همین حرف را روزی که من و دکتر سحابی را احضار کرده بودند، ثابتی و آن دیگری عطارپور، به ما گفتند. گفتند که همۀ اینها زیر سر شماست و شما مسئول همۀ این کشتارها هستید! (کشتارهایی که فرض کنید مجاهدین خلق [منافقین] می کشتند و یا کشته می شدند، در آن سنوات، سال ٥٢). برای اینکه شما یک نسیمی برانگیختید که حالا این نسیم طوفان شده است. این عقیدۀ ساواک بود و دشمنی ساواک با ما از همه بیشتر بود. ...»
بازرگان سپس به بحث اصلی سؤال می پردازد و می گوید: «همان طورکه گفتید عده ای از کتاب های من ازجمله راه طی شده و همچنین تفسیر پرتوی از قرآن مرحوم طالقانی جزء کتاب های اصلی و تعلیماتی مجاهدین [منافقین] بود. در ملاقات هایی که آن زمان به طور مخفی
[١] روزنامه انقلاب اسلامی، ٨/٥/١٣٥٩، صص٦و٧.