روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩٢٧ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢٠ شهریور ١٣٥٩ ١ ذی القعده ١٤٠٠ ١١ سپتامبر ١٩٨٠
دراین حال، نخست وزیر امروز پس از ملاقات با امام خمینی، در مصاحبه ای کوتاه با خبرگزاری پارس، در پاسخ به این سؤال که بقیة اعضای کابینه را چه وقت به مجلس شورای اسلامی، معرفی خواهد کرد، گفت: «این بستگی به نظر برادرمان آقای بنی صدر دارد. ان شاءالله ایشان هم زودتر جواب می دهند و ما هم سعی می کنیم وزرایی را که تعیین نشده اند معرفی کنیم.»[١]
١
صبح امروز محمدعلی رجایی، نخست وزیر، همراه ١٠ تن از وزرای کابینة خود که به تصویب مجلس رسیده اند، در حسینیة جماران با امام خمینی دیدار داشتند. در این ملاقات آقای رجایی از روند انتخاب وزرا گزارش مختصری داد. سپس امام خمینی در سخنان بسیار مبسوطی با اشارة مختصری به کردستان و برخی مسائل دیگر، بیشتر به اختلافات اخیر مسئولان دو جناح پرداخت و ضمن نصیحت آنان، ریشه های اخلاقی این اختلافات را شکافت و همه را بازهم به حفظ وحدت دعوت کرد. امام در بخشی از سخنان خود به موارد زیر پرداخت:
«ما هرچه داریم از این ملت است، البته ملت اسلامی که با فریاد الله اکبر این کار را انجام دادند، ما باید بگوییم که این ملتی که ماها را به این مقام ها رسانده اند از ما چه می خواهند و ما باید برای آنها چه بکنیم، از ما می خواهند که تمام این ارگان هایی که هستند، تمام این رؤسایی که هستند، از رئیس جمهور گرفته، نخست وزیر و وزرا تا وکلا و عرض می کنم که وزارتخانه ها و هرچه در آنها هست، اینها می خواهند که همه در راه اسلام که خواست ملت بود و همة کوشش شان برای اسلام بود و اسلام آنها را موفق کرده، اینها هم در همان طریق اسلامی راه بروند. طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند، بیشتر توجهشان به آنها باشد. ... حکومت اسلام که الآن شما مدعی هستید که نخست وزیر اسلام هستید و دولت اسلامی هستید و آقایان، وزرای اسلام هستند و آقای رئیس جمهور، رئیس جمهور یک کشور اسلامی هستند و وکلا وکلای یک کشور اسلامی هستند، باید از آنچه که در سابق گذشته است، نسیان کنید، دفع کنید از دیکتاتوری ها از چپاولگری ها از خودخواهی ها و خودپسندی ها، همة اینها را باید دفع کنید و وارد بشوند در یک مملکت تازه ای که از صدر اسلام که بگذریم، دیگر یک همچنین چیزی نبود.»
و نیز: «این را من کراراً گفته ام اگر همه انبیا جمع بشوند در تهران و بخواهند کار بکنند، بخواهند دخالت در امور بکنند، هیچ باهم اختلاف پیدا نمی کنند، امکان ندارد، برای چه؟ برای اینکه آنها نفس خودشان را کشته بودند و مبدأ اختلاف نداشتند. ... همان شیطانی که اغوا می کند آدم را اکثر اغوائش این است که انسان را بازی می دهد، وسوسه می کند، در انسان وسوسه های دامنه دار، از همه طرف وسوسه می کند که تو حالا صاحب قدرت هستی، تو حالا صاحب کذا هستی، دیگران چه کار می کنند، شما حالا وزیر هستید، دیگران باید اطاعت کنند، چشم بسته باید اطاعت کنند، شما وکیل هستید، دیگران باید از شما اطاعت بکنند و چشم بسته هم باشند، این همه برای این است که انسان
[١] روزنامه کیهان، ٢٢/٦/١٣٥٩، ص٣.