روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢١ - کتاب حاضر
این تحرکات تجزیه طلبانه بود که به سود عراق در جنگ هشت ساله رقم می خورد و با مشغول کردن بخش عظیمی از نیروهای مسلح ارتش و سپاه به خود خیال عراق را در حمله به مناطق میانی و جنوب غربی کشور تاحدودی آسوده می کرد. در روند تهدیدافزای مرداد و شهریور ١٣٥٩، حمایت حکومت عراق از نیروهای معارض در کوهستان ها و روستاهای مناطق کردنشین در چهار استان غربی کشور هرروز آشکارتر می شد، طوری که هر ناظر بیرونی آگاهی می تواند حرکت های رو به جلوی عراق در منطقه غرب کشور و ارتباط آن با محورهای میانی و جنوبی را به خوبی حدس بزند.
البته ادامه وضعیت دوگانه در این مقطع؛ یعنی امتزاج وضعیت انقلابی و استقرار حاکمیت قانونی نظام جدید، طبیعی هر دولت منبعث از انقلاب است و بحران های مختلف از پیامدهای طبیعی این دوره گذار است که نظام جدید رفته رفته در تلاش برای حل وفصل آنها است. اما پیگیری سیر حوادث در شهرهای مختلف نشان می دهد که با تشدید مناقشات مرزی میان ایران و عراق از یک سو و میان نیروهای مسلح انقلاب و گروه های معارض مسلح مخالف نظام از سوی دیگر، مناقشات و درگیری های خیابانی و شهری نیز به طرزی معنی دار رو به افزایش بوده است.
بنابراین، ایران انقلابی با دو بحران جدی و تهدیدافزای مناسبات با امریکا و مناسبات با عراق روبه رو بود:
در بحث مناسبات و مناقشات با دولت امریکا، ایران به خصوص با مشکلات مربوط به حل وفصل بحران گروگان گیری در سفارت امریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام، مبارزه نظام با کودتای امریکایی ١٨ تیرماه گذشته و دستگیری و محاکمه کودتاگران مواجه بود.
در بحث بحران مناسبات با عراق، تصمیم گیران بعثی حاکم بر این کشور با سوءاستفاده از وضعیت ناآرام برخی مناطق داخلی و مرزی ایران پس از پیروزی انقلاب و نیز نابودی رژیم شاهنشاهی و ازبین رفتن ژاندارم منطقه، درصدد دستیابی به این جایگاه راهبردی و تفوق یافتن بر جهان عرب و منطقه بودند و با طرح موضوعاتی همچون ادعاهای ارضی درخصوص برخی مناطق ازجمله میمک و خان لیلی در غرب کشور یا پیگیری موضوع جزایر سه گانه در خلیج فارس، درصدد حل ضعف ژئوپلتیک خود برای دسترسی به دریا برآمدند، به این ترتیب که خواستار تحقق آرزوی تاریخی احراز مالکیت و حاکمیت بر تمامی اروندرود و عقب بردن مرز دو کشور به ساحل شرقی آن بودند. آنان همچنین درپی ادامه عربستان سازی در خوزستان ایران بودند که اگر به تجزیه ایران منجر نشد، لااقل یک پایگاه نفوذ دائمی در ایران ایجاد و یک بحران قومی عرب گرایانه دائمی را به ایران تحمیل کند. این تحریک آشکار که از ماه های قبل در گفتار و رفتار رهبران و تصمیم گیران بعث عراق مشهود بوده، در این دو ماه آخر منتهی به جنگ نیز روندی رو به افزایش داشته است.
بنابراین، مروری بر حوادث و رخدادهای دو ماه مرداد و شهریور ١٣٥٩، آشکارا نشان