روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٢ - روزشمار جنگ پنجشنبه ١٦ مرداد ١٣٥٩ ٢٥ رمضان ١٤٠٠ ٧ اوت ١٩٨٠
دراین حال، بنی صدر در یادداشت های روزانۀ خود، دربارۀ مذاکرات امروزش با برخی نمایندگان مجلس، به سوابق این مناقشه پرداخته و چنین می نویسد: «صبح هیئتی از مجلس برای احراز صلاحیت داوطلبان نخست وزیری نزد من آمدند، گفت وگوی مفصلی انجام گرفت. من به آنها گفتم آنکه در بیان امام بود "سر چه اختلاف دارند"، اختلاف را چه کسی با چه کسی دارد؟ چون تا آنجا که به رئیس جمهور مربوط می شود، کاری را که من کرده ام، هیچ رئیس جمهوری در هیچ تاریخی نکرده است. نخست براساس پیشنهادی به حزب جمهوری که خود آنها هم قانع شدند یا شاید قانع بودند من با آنها شوخی کردم، گفتم قصد شما از مطرح کردن آن دو نفر [جلال الدین فارسی و محمدعلی رجایی] برای سومی [میرسلیم] بود که براساس تفاهم من او را به مجلس معرفی کردم. بعد در جلسۀ خصوصی بحث و گفت وگو کردید، از من خواستید به مجلس آمدم صحبت کردم. پیشنهاد کردیم هیئتی تشکیل شود و احراز صلاحیت بکند، همۀ کسانی که به من پیشنهاد شده بود [١٤ نفر] ضمن یک نامه ای برای شما صورت دادم که شما ببینید اینها مکتبی هستند، مسلمان هستند، صلاحیتشان به چه میزان است. شما رفتید به دنبال احراز صلاحیت، بعد هم آمدید. پس، از ناحیۀ من ترک اولی ای نبوده، تفاهم طلبی هم بوده. من هم می دانستم و می دانم و اگر بنا بر این بود که اختلاف و مقابله باشد روش دیگری در پیش می گرفتم. ولی اینکه گمان برود روش صحیح حکومتی این است که ما برای هر مسئولی یک مقابلی درست کنیم که نتواند تکان بخورد، این کار کشور را به بن بست می کشاند و در این بن بست انقلاب و کشور زیان می بینند. ... بالاخره آنها گفتند با مطالعاتی که کرده اند یک نفر [رجایی] را هم صالح تر یافته اند و هم گفته اند که در مجلس زمینۀ بیشتری دارد. من گفتم که شما در مجلس خصوصی آن ١٤ نفر را به رأی بگذارید، اگر تمایل مجلس به کسی شد که من دلم از او قرص نبود، سکوت می کنم. یکی از اعضای هیئت پرسید: آیا شما در سخنرانی هایتان هم حرفی نمی زنید؟ گفتم: چرا، وقتی که معلوم شد حق با من است و آن روز که معلوم شد روش پیشنهادی من درست است آن روز حرف می زنم ولی تا آن روز، نه.»[١]
بنی صدر همچنین شامگاه امروز در سخنرانی خود در مسجد سیدالشهدای نازی آباد ضمن بحث دربارۀ سیر انتخاب نخست وزیر و مناقشاتی که دراین زمینه با حزب جمهوری اسلامی داشته اند، دربارۀ یکی از کاندیداهای مطرح؛ یعنی محمدعلی رجایی چنین گفت: «اما می ماند آقای رجایی. آقای رجایی حرف را می شنود اما آنچه که خودش می خواهد می کند و تفاهم دراین صورت مشکل است با او. اولاً کم گوش می دهد به حرف و بحث با او مشکل است و در مواردی هم که بحث را می شنود، کمتر عمل می کند. و دوم اینکه اطلاع از امور کشور ندارد، یک نخست وزیر باید اطلاعات وسیعی داشته باشد از مسائل کشور.»[٢]-[٣]
[١] روزنامه انقلاب اسلامی، ٢٨/٥/١٣٥٩، صص١و١٤.
[٢] ضمیمه دارد؛ بخش هایی از سخنان امروز بنی صدر در اجتماع مردم نازی آباد در مسجد سیدالشهدا.
[٣] روزنامه انقلاب اسلامی، ١٨/٥/١٣٥٩، صص١و٢.