ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٥٨ - فصل آخر افعال
همچنين فعل بلعيدن با دو نيرو انجام مىپذيرد [١]، يكى نيروى جاذبه طبيعى
و ديگرى جاذبه ارادى [٢]. كنش نيروى نخست توسط رشته طويل واقع در دهانه
معده و مرى انجام مىپذيرد و كنش نيروى دوم با رشته ماهيچههاى بلعيدن
انجام مىپذيرد.
هرگاه يكى از دو نيرو تباه شود، فعل بلعيدن دشوار مىگردد، بلكه هرگاه تباه هم
نشده باشد ولى هنوز به انجام وظيفه خود برنخواسته باشد، عمل بلع با دشوارى
روبرو مىگردد. آيا نمىبينى هرگاه اشتهاى حقيقى نباشد، بلعيدن آنچه بدان اشتهاى
حقيقى نداريم با دشوارى مواجه مىباشد، بلكه هرگاه نسبت به چيزى دچار
اشمئزاز و كراهت باشيم، سپس بخواهيم آن چيز را ببلعيم، پس نيروى
جاذبه اشتهايى (طبيعى) دچار نفرت مىباشد در نتيجه بطور ارادى بلعيدن آن
دشوار مىگردد. [٣]
گذر غذا (در اعضا و عروق) [٤] نيز به نيروى دافعه از سوى عضوى كه از آن جدا شده و به نيروى جاذبه از سوى عضوى كه رو به آن آورده تحقق مىپذيرد و همچنين تخليه تفاله [٥] غذاها از دو راه دفعى بدن نياز به دو نيرو دارد. [٦]
چه بسا منشأ تحقق يك فعل در بدن، دو نيروى نفسانى و طبيعى باشد [٧] و چه بسا سبب تحقق آن نيرويى و كيفيتى باشد، مانند سردى كه مانع ريزش مواد به عضو مىباشد.
[١] زيرا هنوز غذا نرم و رقيق نشده تا به سهولت بلعيده شود.
[٢] آملى مىگويد: در بيشتر نسخ «دافعه ارادى» مىباشد و در برخى جاذبه ارادى و از دفع ارادى تعبير به جذب شده است زيرا در بلعيدن جذب روشنتر مىباشد.
[٣] مانند خوردن داروها و مسهلات بد طعم.
[٤] با اين تفاوت كه اين دو نيرو در دو عضو (منفصل عنه و متوجه اليه) مىباشد.
[٥] تعبير تفاله (ثفل) به مدفوع اطلاق مىشود لذا تعبير زايد (فضل) كه در برخى نسخهها ديده شده مناسبتر مىباشد.
[٦] نيروى دافعه طبيعى و نيروى حسى كه در اثر گزش صفراء برانگيخته مىگردد.
[٧] در نسخه تهران و آملى و جيلانى عبارت چنين است «ربما كان الفعل مبدأ قوتين نفسانية ...» در اين صورت بايد معنا كرد چه بسا يك فعل در بدن مبدأ پذيرش دو نيروى ... باشد.