ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٥٥ - فصل پنجم نيروهاى ادراك كننده نفسانى
نيروى واهمه از نيروى خيال متمايز مىباشد، زيرا خيال، صور محسوسات را ثبت مىكند و نيروى واهمه در آنها به معانى غير محسوس حكم مىنمايد.
نيروى واهمه از نيروى موسوم به مفكره و مخيله نيز متمايز مىباشد، زيرا كنشهاى مفكّره بر خلاف كنشهاى نيروى واهمه حكمى به دنبال ندارد، بلكه كنشهاى آن صرفاً نفس حكم و قضاوت در آن مىباشد، كنشهاى نيروى مفكره در محسوسات تركيب مىنمايد و كنش واهمه حكمى در محسوس از معنايى بيرون از حوزه حس مىباشد، چنانچه حواس در حيوان بر صور محسوسات حكم مىكند، همچنين واهمه در آنها بر معانى اين صور محسوس كه به نيروى وهم رسيده و به حس نرسيده حكم مىنمايد.
پارهاى از مردم به مجازگويى در اين مورد مىپردازند و نيروى واهمه را تخيّل مىنامند، [١] ايشان در نام گذارى اختيار دارند، زيرا نزاع در نام گذارى وجود ندارد، بلكه بايد معانى نامها را فهميد و تمايز بين آن معانى را شناخت.
طبيب نبايد براى شناخت اين نيرو خود را درگير كند، زيرا عوارض آن پيرو عوارض نيروىهاى پيشين مانند خيال و مخيله و نيروى عاقله كه درباره آن سخن مىگوييم، مىباشد.
وظيفه طبيب توجه به نيروهايى است كه آسيب به كنشهاى آن، باعث بروز بيمارى در شخص مىشود، پس اگر ضرر به كنش نيرويى به سبب رسيدن ضرر به كنش نيروى پيشين بوده و اين ضرر سوء مزاج يا تباهى تركيب در عضوى را به دنبال داشته باشد، بنا بر اين براى طبيب دانش رسيدن اين ضرر به سبب سوء مزاج آن عضو يا تباهى آن براى تدارك آن با درمان و يا حفظ آن از آسيب كفايت مىنمايد و شناخت ماهيت نيروى واسطه (مانند واهمه) بر وى ضرورتى ندارد در صورتى كه چگونگى نيروى آسيب رسان بدون واسطه (مانند مخيله) را شناخته باشد. [٢]
نيروى سوم كه طبيبان آن را بيان نمودهاند- و آن نيروى پنجم يا چهارم نزد محققان مىباشد-، نيروى حافظه و مذكّره است. نيروى حافظه مخزن آنچه به نيروى واهمه از
[١] نيروى وهم، تخيل نيست، بلكه در حقيقت تخيل به سبب آن حاصل مىگردد، لذا مجاز از باب اطلاق مسبَّب بر سبب خود مىباشد.
[٢] در نسخه بولاق عبارت «كما ان الخيال ...» تصحيف جابجايى ديده مىشود، عبارت در جاى خود ترجمه مىگردد.