ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٨٩ - فصل دوم تشريح عصب مغزى و كانالهاى آن
ب. فايده دوم اين است كه براى هر دو چشم، سرانجام واحدى باشد كه نماى تصوير ديده شده به وسيله دو عصب بدان واصل گردد و در آنجا يك تصوير ترسيم شود، در نتيجه ديدن با دو چشم ديد واحدى مىباشد تا نماى واحد در حد مشترك مغز تصوير گردد، لذا شخص لوچ هنگامى كه يك چشمش به سوى بالا يا پايين منحرف گرديده يك چيز را دو مىبيند، در اثر آن مستقيم بودن كانال عبور عصب به موضع تقاطع نيز از بين مىرود در نتيجه پيش از رسيدن به حد مشترك مغز، حدى ديگر به علت شكسته شدن عصب عارض مىگردد. [١]
ج. فايده ديگر اين است كه هر عصبى (كه از مبدأ مغزى مىآيد در مسير طولانى خود در محل تقاطع) به ديگرى تكيه نمايد [٢] و با اين تكيه گاه چنين گردد كه گويا از نزديكى چشم مىرويد. [٣]
٢. مبدأ زوج دوم [٤] از عصبهاى مغزى، پشت مبدأ زوج نخست قرار دارد كه از آن به جانب خارج كج مىباشد، و (هر فرد از عصب) از شكاف واقع در حفره در بر گيرنده كره چشم (كاسه چشمى) بيرون مىآيد [٥] و در بين ماهيچههاى كره چشم پراكنده مىگردد. اين زوج از عصب از بافت بسيار ستبرى بر خوردار مىباشد تا با نرمى كه لازمه نزديك بودن به مبدأ است برابرى نمايد و بدين سبب بر حركت دادن ماهيچههاى چشم توانا باشد به خصوص كه كمكى براى او از طرف ديگر اعصاب نيست، زيرا زوج سوم (كه امكان اتصال به آن را دارد) صرفا براى حركت دادن فك پايين كه عضو بزرگى است، مىباشد و شاخه عصب اضافهاى براى كمك به ديگرى ندارد و در حقيقت خود نيز نيازمند به كمك از سوى عصب ديگرى مىباشد؛ چنانچه دربارة آن سخن مىگوييم.
[١] لذا يك عصب از ديگرى متمايل مىگردد و يك چيز را به اعتبار هر حدى، دو مىبيند.
[٢] در نتيجه با اين تكيه گاه تقويت گردد و از رسيدن آسيب بدان ايمن گردد.
[٣] اين تقاطع براى اين دو عصب به منزله رويشگاه دوم و نزديك به سوى چشم مىباشد.
[٤] عصب محرك مشترك چشم (OculomotorNerve(.
[٥] به محل خروج زوج اول از كاسه چشمى نزديك مىباشد و تنها با استخوان باريكى فاصله شده است.