ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٢٦ - فصل بيست و پنجم تشريح استخوان شرمگاه (لگن خاصره)
فصل بيست و پنجم: تشريح استخوان شرمگاه (لگن خاصره) [١]
دو پاره استخوان يكى راست و ديگرى چپ استخوان خاجى، [٢] پيوسته است و در وسط (شرمگاه) توسّط مفصل محكمى به هم متصل مىشوند، اين دو به منزله پايه براى همه استخوانهاى فوقانى و در عين حال حمل كننده و جابجاكننده براى اندام تحتانى مىباشد و هر يك از اين دو استخوان به اجزاى چهارگانهاى تقسيم مىگردند:
١. استخوانى كه در سمت خارجى قرار دارد، استخوان حَرقفى و خاصره [٣] ناميده مىشود؛
٢. استخوانى كه در سمت قدامى قرار دارد، استخوان شرمگاه [٤] ناميده مىشود؛
٣. استخوانى كه در سمت خلفى قرار دارد، استخوان سرين [٥] ناميده مىشود؛
٤. استخوانى كه در سمت پايين داخلى قرار دارد، استخوان حُقّه ران [٦] ناميده مىشود، زيرا در آن حفرهاى است كه سر كوژى ران در آن فرو مىرود بطور كلى بر استخوان شرمگاه اعضاى با اهميتى، مانند: مثانه، رحم، كيسههاى منوى از نرينهها، نشيمنگاه و مخرج قرار دارد.
[١] تشريح استخوان هيپ يا بىنام (Innominateor Hip Bone( مىباشد كه از نام اجزاى آن براى نام گذارى آن استفاده مىشود مانند استخوان عانه (شرمگاه) و يا استخوان لگن خاصره، كه در عنوان قانون از تشريح عانه تعبير آورده شد.
سيد اسماعيل جرجانى مىگويد: با استخوانهاى عجز، دو پاره استخوان پيوسته است يكى از سوى راست و يكى از سوى چپ و هر دو بزرگ است و اين استخوانها را نامى خاصه نيست لكن آن موضع كه زير اوست و پهنتر است استخوان خاصره و حرقفه نيز گويند؛ يعنى استخوان تهى گاه و آنچه فروتراست و از سوى بيرون است آن را استخوان ورك گويند؛ يعنى استخوان سرين و آنچه سوى پيش است و باريكتر است و در وى سولاخى است آن را استخوان عانه گويند؛ يعنى استخوان زهار و پيوستن سرهاى هر دو به يكديگر اينجاست .... (ذخيره خوارزمشاهى، ص ٢٣)
[٢] ساكروم (Sacrum(.
[٣] ايليوم (Ilium(.
[٤] پوبيس (Pubis(.
[٥] ورك، ايسكيوم (Ischium(.
[٦] روى سطح خارجى استخوان بىنام، فرورفتگى عميقى به نام استابولوم-Acetabulum )حقه) وجود دارد كه با سر استخوان ران مفصل مىشود. (ضروريات آناتومى اسنل، ص ٣٧).