ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٢٠ - فصل بيست و يكم تشريح مچ
ناحيه مچ) چون استخوانى واحد سخت به هم چسبيده و در آن بين گودى فراخ مشتركى ايجاد گرديده كه بيشتر آن در زند زيرين قرار دارد و آنچه از استخوان هر دو زند از گودى بيرون افتاده به شكل سطحى صيقلى و گوژى باقى مانده تا از رسيدن آسيبها مصون ماند [١] و در عقب گودى زند زيرين برآمدگى متمايل به طول خارج مىگردد كه به زودى درباره فايده آن سخن مىگوييم [٢].
فصل بيست و يكم: تشريح مچ
مچ دست [٣] از استخوانهاى زيادى تركيب يافته است تا در صورت وقوع آسيب، همه مچ را درگير ننمايد. تعداد استخوانهاى مچ هفت عدد (اصلى) و يك استخوان اضافه مىباشد، هفت استخوان اصلى در دو رديف در كنار هم قرار دارند، سه استخوان در رديف بعد از ساعد چيده شده، زيرا اين رديف مىبايد باريكتر باشد و چهار استخوان ديگر در رديف دوم قرار گرفتهاند، زيرا پس از آن استخوان كف و انگشتان مىباشند لذا اين رديف بايد عريضتر باشد.
استخوانهاى سه گانه رديف اول، پلكانى چيده شده و سرهاى به طرف ساعد آن باريكتر و بسيار منسجم و به هم چسبيده مىباشند و سرهاى به طرف رديف دوم پهنتر و از انسجام و چسبيدگى كمترى برخوردار مىباشند.
استخوان هشتم (اضافى) در به وجود آوردن دو رديف استخوانهاى مچ نقشى ندارد، بلكه براى حفاظت از عبور عصبى به كف دست آفريده شده است. [٤]
[١] آملى گويد: برآمدگى انتهاى زند رويين برابر انگشت شست را «كوع» نامند و برآمدگى برابر انگشت كوچك را «كرسُوع» نامند. (شرح آملى، ص ٢٣٥)
[٢] اگر زايده نيزهاى منظور باشد در انتهاى تحتانى زند رويين قرار دارد و در انتهاى تحتانى زند زيرين زايده مدور «استيلوئيد» مىباشد كه از سطح داخلى آن به سمت پايين امتداد دارد. (نقل از ضروريات آناتومى اسنل، ص ٣٤)
[٣] مچ محدوده بين دو زند و كف دست مىباشد.
[٤] رديف اول با سه استخوان به هم چسبيده و رديف دوم با چهار استخوان، تكميل مىشوند و استخوان هشتم (Pisiform - نخودى) بيرون از آنها براى جنبه حفاظتى در برابر انگشت كوچك قرار داده شده است.