ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٠٦ - فصل اول تعريف مزاج
بنا بر اين هر صنفى از ساكنان سرزمينهاى مسكونى زمين، داراى مزاج خاصى مىباشند كه با آب و هواى آن سرزمين، سازگار مىباشد، و براى آن نيز عرصهاى دربرگيرنده دو طرف افراط و تفريط است.
(اعتبار چهارم) محدوده داخلى مزاج صنف كه حد وسط بين دو طرف افراط و تفريط مزاج آن سرزمين مىباشد كه معتدلترين مزاج ساكنان آن صنف، محسوب مىگردد.
(اعتبار پنجم) اين بخش از مزاج از اعتبار اول (مزاج نوع)، و اعتبار سوم (مزاج صنف)، محدودتر مىباشد، آن اعتدال مزاجى است كه يك شخص معين براى زندگى و تندرستى بايد از آن برخوردار باشد، اين نيز دامنهاى منتهى به دو طرف افراط و تفريط دارد.
بايد بدانيد شخصى كه مزاج خاص به خود را دارد، شباهت و يا مشاركت او با شخص ديگرى از لحاظ مزاج، نادر و يا غير ممكن است [١].
(اعتبار ششم) اين بخش نيز حدّ وسط بين دو طرف افراط و تفريط مزاج شخص است، و آن اعتدال مزاجى است كه هرگاه براى شخصى به وجود آيد، در بهترين حالت مزاجى كه شايسته اوست، قرار مىگيرد.
(اعتبار هفتم) اعتدال مزاجى است، كه هر يك از اعضاى بدن دارا مىباشد، و با عضو ديگر در آن مزاج، مغايرت دارد، بنا بر اين، اعتدال مزاج استخوان، در اين است كه از خشكى بيشترى برخوردار باشد، و مغز بايد رطوبت بيشترى داشته باشد، و قلب گرمى در آن بيشتر باشد، و عصب بايد سردى بيشترى داشته باشد، (و سلامتى اعضاى بدن به حفظ اين اعتدال مزاج مىباشد). اين مزاج نيز داراى دامنهاى محدود به دو حد افراط و تفريط است ولى دامنه اين مزاج از دامنه مزاجهاى گذشته كمتر است.
(اعتبار هشتم) اين اعتدال مزاج، خاص هر عضوى است تا در بهترين حالت از مزاج باشد، و آن حد وسط بين افراط و تفريط مىباشد، و آن، مزاجى است كه هرگاه براى عضوى حاصل شود، در بهترين حالت از مزاجى كه شايسته آن است، قرار مىگيرد.
[١] با اين كه مفردات تشكيل دهنده مزاج محدود است (چهار كيفيت) دو نفر از افراد بشر مزاج برابر ندارند مانند چهره انسانها و يا خطوط بند انگشت آنان (با اين كه مكان محدودى است) دو نفر در دنيا با هم شباهت ندارد.