توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢ - فصاحت و مورد استعمال آن
زمانى صحيح است كه ادباء بمثل چنين مركّبى كه مشتمل بر اسناد صحيح السّكوت نيست اطلاق كلام فصيح كنند در حاليكه اين اطلاق از ايشان نقل نشده و اگر صفت فصاحت را بدنبالش ميآورند چه بسا ممكنست بملاحظه فصاحت مفردات آن باشد.
از اين گذشته مركب ياد شده را مىتوان داخل در مفرد و از مصاديق آن دانست زيرا گاهى مفرد را در مقابل مركب اطلاق ميكنند
و زمانى در مقابل تثنيه و جمع ذكر مىنمايند و در برخى اوقات نيز آنرا در مقابل كلام قرارش مىدهند و مقابله آن با كلام در اينجا قرينه است كه از آن معناى اخير اراده شده يعنى لفظى كه كلام نيست و سپس مىگويد:
و گاهى فصاحت را صفت متكلّم قرار داده و مىگويند:
كاتب فيح و شاعر فصيح.
شرح فارسى:
توضيح
فصاحت و مورد استعمال آن
مصنّف گويد: فصاحت هم صفت مفرد است و هم كلام و هم متكلّم.
شارح گويد: فصاحت در اصل و لغت حاكى از ظهور و جدائى است.
مترجم گويد: سرّ اين تعبير اين است كه كلمه مزبور در لغت بمعانى متعدّدى نظير:
گرفتن سرشير، جدا نمودن آغوز، ظهور نور، سفيدى صبح،