توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٧ - دنباله تقرير لزوم ترجيح تأكيد بر تاسيس در صورت تقديم
و بهر تقدير ثابت شد كه معناى قضيّه [انسان لم يقم] بدون داشتن لفظ [كلّ] نفى قيام از افراد بطور مجمل مىباشد نه از تمام افراد حال اگر بعد از دخول لفظ [كلّ] معنايش همينطور بوده و افاده عموم نباشد لفظ [كلّ] مفيد تأكيد معناى اوّل مىباشد از اينرو براى اينكه چنين امرى پيش نيايد لازمست قضيّه مزبور را بعد از دخول لفظ [كل] حمل كنيم بر افاده نفى حكم از كلّ افراد تا آوردن اين لفظ براى تأسيس معناى جديد باشد و بدين وسيله تأسيس بر تأكيد ترجيح داده شود.
قوله: لانّ الموجبة المهملة الخ: علّت است براى لزوم ترجيح تأكيد بر تأسيس.
مؤلف گويد:
مقصود از موجبه مهمله آنستكه حكم را براى موضوع بنحوى ثابت و ايجاب كنند كه با اثباتش بر تمام افراد يا بعض آنها هردو صادق باشد چنانچه مىگويند: انسان كاتب.
و مراد از معدولة المحمول آنستكه حرف سلب را جزء محمول قرار دهند چنانچه گويند انسان لا كاتب است.
قوله: فى قوّة السّالبة الجزئية: مقصود از سالبه جزئيه قضيّهاى استكه در آن حكم را از بعضى از افراد موضوع سلب كنند و آن به آوردن لفظى است كه دلالت كند موضوع برخى از افراد هستند.
قوله: عند وجود الموضوع: اين قيد را شارح باين جهت آورد كه اشكال متوهّم را با آن دفع كند و تقرير اشكال و جواب چنين است: