توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٤ - مقصود از تقوى حكم
مقصود وى اينستكه در [رجل جائنى] فرض مىكنيم اصلش جائنى رجل بوده تا رجل بدل از فاعل باشد نه آنكه خودش فاعل باشد بنابراين در مثل رجال جاؤنى مقدّر بحسب اصل اينستكه جاؤنى رجال بوده است.
شرح فارسى:
توضيح
سكّاكى در توضيح استثناء مذكور چنين گفته:
مثال [رجل جائنى] در اصل [جائنى رجل] بوده و ضمير مستتر در جائنى فاعلش و رجل بدل از آن همچنانكه در آيه شريفه (٦٢) از سوره (طه) الّذين بدل است از ضمير بارز در [اسرّوا].
مصنّف گويد:
وجه اين تقدير اينست كه سكّاكى اينمثال و اشباهش را مفيد تخصيص مىداند ولى ظاهرا با مبناى وى منطبق نميشود لاجرم براى افاده تخصيص وجه بعيد مزبور را مرتكب شده و چنانچه خود تصريح نموده ارتكاب اينوجه منحصرا در مسنداليه نكره مورد حاجت است نه در معرفه زيرا معرفه بدون تقدير تأخير ابتداء بآن جايز است بخلاف نكره كه بدون مجوّز و مسوّغ مبتداء واقع نمىشود لذا فرض تأخير و سپس تقديم بلحاظ افاده تخصيص است كه آن يكى از مسوّغات ابتداء بنكره مىباشد.
اشكال
بسكّاكى اشكالى شده و آن اينست كه لازمه تقدير در مثال مزبور و امثالش اينست كه مسنداليه اگر تثنيه و جمع باشد ميبايست ضمير در مسند بارز باشد فلذا دو مثال جاآنى رجلان و جاؤنى رجال بايد صحيح