توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٩ - خطاء خلخالى و كلام شارح
درجات النّعيم) جمله (آمنوا) است پس موصول با صلهاش اشاره به عليّت براى خبر دارند.
سپس شارح مفتاح گفته: عبارت متن (يعنى عبارت مفتاح) كه [ثمّ يتفرع على هذا اعتبارات لطيفة ربّما جعل ذريعة الى آخر العبارة] باشد اشاره است باينكه موصول قرار دادن مسنداليه و اشاره داشتنش به عليّت براى خبر در مثل قول شاعر كه گفته: انّ الذين سمك السماء الخ، و بيت: انّ الّتى ضربت بيتا مهاجرة الخ و نيز در قول شاعر:
انّ الّذين ترونهم البيت مشكل است زيرا صله در هيچ يك از امثله علّت خبر نيست و از اشكال مزبور ديگر جوابى نداده.
پس از آن شارح در مطوّل چنين مىگويد:
و بعضى ديگر نيز از وى متابعت نموده و وجه را بمعناى علّت و سبب دانسته و اشكال مزبور را اينطور جواب دادهاند:
مشاراليه هذا در جمله [ثمّ يتفرّع على هذا] تنها ايراد المسند اليه موصولا است بدون اعتبار و ملاحظه قيد (الايماء الى وجه بناء الخير) لذا امثله مورد اشكال فقط مثال براى اين هستند كه مسنداليه موصول آورده شده نه اينكه موصول آوردنشان بجهت اين استكه دلالت بر عليّت خبر داشته باشند.
شارح گويد: بر شخص منصف بسى واضح و روشن استكه اين جواب برخلاف سوق عبارتست باين معنا كه ظاهر كلام اين است كه مشاراليه [هذا] مجموع جمله (ايراد المسند اليه موصولا) با قيد ايماء است.
پس براى اينكه از اشكال مزبور مستخلص باشيم بايد وجه را به