توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٩ - آوردن كلام برخلاف مقتضاى ظاهر
و امّا كلمه [عاقل] دوّم در قول شاعر، اينكلمه صفت است براى [عاقل] اوّل و معنايش كامل العقل و كسى را گويند كه در نهايت و كمال عقل باشد.
و كلمه [اعيت] تقديرش [اعيته] است كه ضمير مفعولى آن حذف شده و اينكلمه بمعناى [اعجزته] يعنى ناتوان نموده است او را و برايش مشكل شده است، مىباشد.
و كلمه [مذاهبه] بمعناى طرق معاش ميباشد و لفظ [نحرير] يعنى كسيكه در داشتن علم متقن و مستحكم است، اينكلمه مشتق و مأخوذ است از [نحر الامور علما] يعنى امور را از حيث داشتن علم مستحكم و استوار نمود.
و كلمه [زنديق] بمعناى كافر و كسى استكه صانع حكيم و عادل را نفى كند.
سپس شارح گويد:
پس قول شاعر كه گفته است [هذا] اشاره است بحكم سابق كه امر غير محسوس است يعنى [كون العاقل محروما و الجاهل مرزوقا]، بنابر اين قياس مقتضى است كه در آن ضمير آورده شود پس شاعر از آوردن آن عدول نموده و بجايش اسم اشاره قرار داده زيرا كمال عنايت و نهايت اهتمام به تشخيصش را داشته تا بدينوسيله به سامعين نشان دهد كه اين امر متميّز و متعيّن همان حكم شگفتانگيزى استكه اوهام و افكار را متحيّر و عالم نحرير را زنديق و كافر نموده است.
پس حكم بديع و تازه همانست كه براى مسنداليه اثبات نموده و مراد از مسنداليه همانست كه باسم اشاره تعبير شده است.