توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٦ - كلام بعضى از ادباء
٤- علم آوردن به جهت تبرّك جستن به اسم مسنداليه است چنانچه در سه مثال:
اللّه الهادى و محمد شفيع و علىّ ولى بهمين منظور است.
٥- بجهت فال نيك قرار دادن چنانچه گويند: سعيد جاء.
٦- بجهت تطير (فال بد) نظير: سفاح فى دارك.
٧- تحكيم و تسجيل بر سامع بطورى كه بعدا نتواند انكار كند چنانچه حاكم به عمرو مىگويد:
هل اقر زيد بالقتل عمرو در جواب اگر بگويد نعم بعدا نميتواند شهادت بر عليه زيد را انكار كند زيرا در كلام قاضى نام زيد بالصّراحه ياد شده.
و غير از اغراض مزبوره مقاصد ديگرى ممكن است بر علم آوردن مسنداليه مترتّب شود همچون تنبيه بر غباوت و بلادت مخاطب باينكه غير از تصريح باسم طريق ديگرى در تفهيم مقاصد بوى نافع نيست يا اغراض ديگريكه با اعتبار علميّت مناسب باشد.
قوله: كما فى الالقاب الصّالحة لذلك: مشاراليه [ذلك] تعظيم و اهانت مىباشد.
قوله: كناية عن كونه جهنّميّا: ضمير در [كونه] به مسند اليه راجع است.
قوله: لانّ معناه: يعنى معناى لفظ [ابو لهب].
قوله: ملازم النّار: يعنى ملازم نار كامل كه عبارت از جهنّم باشد چه آنكه وقتى لفظى را بطور مطلق القاء نمودند منصرف به فرد كامل مىباشد.