توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٤ - كلام بعضى از ادباء
جديد و معناى علمى اراده شود ولى در صورتيكه از آن معناى اصلى و وضع اوّليس مقصود باشد امر مزبور لازم نيست بلكه همين مقدار كه از معناى اصلى موضوعله بلازمه آن منتقل شديم كنايه محقّق مىشود چنانچه در مثال مزبور چنين است.
كلام بعضى ديگر و جواب از آن
بعضى ديگر از ادباء گفتهاند در اينمقام سه نحو تصوّر است:
ج: لفظى بلحاظ وضع اوّلى گفته شود و از آن لازمهاش اراده گردد چنانچه لفظ حاتم (بكسر تاء) را كه در لغت بمعناى قاضى است بگويد و از آن لازمهاش را اراده كنند.
د: لفظى را بلحاظ وضع ثانوى بگويند و از آن لازمه اين وضع را اراده نمايند چنانچه لفظ مزبور را كه براى شخص كريمى وضع شده القاء نموده و از آن لازمهاش را كه جواد باشد اراده نمايند.
ه: لفظى را القاء كنند نه بلحاظ وضع اول و نه باعتبار وضع ثانى بلكه از همان ابتداء لازمه را مدلول لفظ و مقصود از آن قرار دهند چنانچه در مثال مذكور ابتداء لفظ حاتم را در جواد استعمال كنند يا لفظ ابو لهب را در جهنّمى.
سپس گفته: كنايه صورت سوّم است و دو صورت قبل را بعنوان كنايه نپذيرفته است.
شارح از اين تقرير سه جواب مىدهد بشرح ذيل:
اوّل: تقرير مذكور تفسير كنايه نيست بلكه استعاره را اثبات مىكند زيرا در تفسير استعاره چنانچه انشاء اللّه عنقريب بيان ميشود گفتهاند: