توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٨ - حذف مسنداليه و غرض از آن
عدم الحادث و چون ذكر حادث است و عدم بر حادث مقدّم مىباشد لاجرم حذف بر ذكر بايد مقدّم شود.
ممكنست اشكال شود اين علّت تنها وجه تقديم حذف بر ذكر را افاده مىكند چه آنكه حذف در مقابل ذكر است در حاليكه مقصود وجه تقديم آن بر تمام حالات بوده و ساير حالات در مقابل حذف نيستند و بعبارت ديگر دليل اخصّ از مدّعى است چون مدّعا مقدّم بودن حذف بر تمام حالات است ولى دليل صرفا تقديم حذف بر ذكر را افاده مىنمايد.
در جواب از اين ايراد گفتهاند ساير حالات فرع بر ذكر ميباشند و وقتى علّت تقديم بر اصل معلوم شد تقديم بر فرع نيز وجهش روشن و معلوم مىگردد.
قوله: و ذكره ههنا: فاعل [ذكره] ضميرى است كه به مصنّف راجع بوده و ضمير مفعولى بحذف عائد است و مشاراليه [ههنا] احوالات مسنداليه است.
قوله: حتّى انّه اذا لم يذكر: ضمير در [انّه] بمسنداليه راجع است.
قوله: فكأنّه اتى به: ضمير در [كأنّه] و [به] به مسنداليه راجع است.
قوله: فانّه ليس بهذه المثابه: ضمير در [فانّه] بمسند عود مىكند و مقصود اينست كه مسند همچون مسنداليه ركن اعظم نبوده و شديد الحاجة نيست.
قوله: لدلالة القرينة عليه: ضمير در [عليه] به مسنداليه