توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٤ - آوردن كلام برخلاف مقتضاى ظاهر بواسطه مصلحتى از مصالح
مطابق با اعتقاد نيست در آن داخل مىگردد و معناى عبارت مصنّف بنابراين چنين مىشود:
حقيقت عقلى عبارتست از اسناد فعل يا معناى آن به چيزى كه ظاهرا از نظر متكلّم فعل يا معناى آن از براى آن چيز ميباشند و آن باين استكه متكلّم قرينهاى كه دلالت كند بر [غير ما هو له] بودن آنچيز باعتقادش نصب ننمايد.
و پس از آن مىنويسد:
و معناى بودن فعل يا معنايش براى آن چيز اينستكه معناى آندو بآن قائم و وصفى هستند برايش و حق آندو آنست كه بآن چيز نسبت داده شوند اعم از آنكه اختيارا از وى صادر شده باشند مانند زدن يا چنين نباشند همچون [مات] و [مرض].
و اقسام حقيقت عقلى بر طبق تعريفيكه براى آن شده چهار قسم است:
اوّل: آنكه با واقع و اعتقاد هردو مطابق باشد مانند قول مؤمن: انبت اللّه البقل.
دوّم: آنكه فقط با اعتقاد موافق باشد مانند قول جاهل:
انبت الرّبيع البقل.
سوّم: آنكه با واقع تنها مطابق باشد نظير قول شخص معتزلى براى كسيكه از حال وى مطلع نبوده و او هم اعتقادش را از وى پنهان مىدارد: خلق اللّه الافعال كلّها.
و اين مثال در متن ترك شده و مصنّف متعرضش نشده است.
چهارم: آنكه نه با اعتقاد موافق بوده و نه با واقع مانند قول