توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤ - حالات كلمه بعد
[حالات كلمه بعد]
كلمه بعد از ظروف است و براى آن چهار حالتست زيرا مضاف اليه آن يا مذكور است و يا در عبارت نيست، اگر در عبارت نباشد يا عدم ذكرش از باب نسيا منسيا است و يا از قبيل نويا منويّا مىباشد، در قسم اخير نيز يا لفظ مضافاليه در نيّت است و يا معناى آن پس حاصل چهار حالت اينست:
١- مضافاليه در عبارت مذكور باشد.
٢- مضافاليه محذف و از باب نسيا منسيا مىباشد.
٣- مضافاليه محذوف و لفظ آن در نيّت باشد.
٤- مضافاليه محذوف و معناى آن منوىّ باشد.
بعد در سه حالت اول معرب و در حالت چهارمى مبنى بر ضمّ است و شارح عبارت مصنف را بر همين تقدير حمل مىنمايد.
و چون ظرفست لاجرم براى آن عاملى مىبايد باشد لذا شارح مىگويد عاملش كلمه [امّا] است و اينكلمه بملاحظه اينكه از فعل نيابت نموده صلاحيّت عمل را دارد چه آنكه اصل عبارت [امّا بعد] مهما يكن من شئ بعد الحمد و الصّلوة بوده.
مهما، مبتداء و طبق گفته اهل ادب كه مبتداء مىبايد اسم باشد اين كلمه نيز اسم است لذا ابتداء واقع شدنش بىاشكال است و چون مشتمل بر معناى شرطيّت بوده پس يكن فعل شرط مىشود و قهرا جوابى لازم دارد كه غالبا با فاء مقرون مىباشد و آن مواردى استكه جواب صلاحيّت براى شرط واقع شدن را نداشته باشد و آن منحصر به شش مورد است كه شرح آن موارد مناسب با اينمقام نيست.
پس [امّا] بملاحظه نيابتش از جمله مزبور هم متضمّن معناى ابتداء