توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٩ - بلاغت متكلم
شرح فارسى:
توضيح
بلاغت متكلم
بلاغت در متكلّم عبارتست از وجود ملكهاى كه بواسطه آن قدرت برآوردن كلام بليغ داشته باشد اگرچه در مقام تكلّم كلامى باين وصف تابحال نياورده باشد.
مصنف گويد: از مطالبى كه از قبل تا به اينجا ذكر شد دو امر دانسته مىشود:
١- نسبت بين بليغ و فصيح عام و خاص مطلق است يعنى بليغ خاص و فصيح عام است، زيرا طبق قاعده در عام و خاص مرجع نسبت بين ايندو به دو قضيّه است:
اول: موجب كليّه كه موضوعش خاص و محمولش عام است يعنى:
هربليغى (چه كلام باشد و چه متكلّم) فصيح است.
دوم: سالبه جزئيّه كه موضوعش عام و محمولش خاص ميباشد يعنى:
بعضى از فصيحها بليغ نيستند.
اما اثبات قضيه اوّل: امكان ندارد بليغ بدون فصيح صدق كند زيرا يكى از اجزاء و مقوّمات بلاغت فصاحت است.
اما در بلاغت كلام بخاطر اينكه در تعريفش گفتيم: آن است كه با مقتضاى حال مطابق بوده و كلماتش نيز فصيح باشند.
و اما در بلاغت متكلّم بجهت اينكه در تعريف آن بلاغت كلام اخذ شده و در بلاغت كلام هم كه فصاحت مأخوذ است پس قهرا فصاحت در تقوّم بلاغت متكلّم نيز ملاحظه شده است، پس قطعا