الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٤ - رأى برخى از ادباء و مردود بودنش
آنستكه لفظ « ما » تكرار نشود تا موجب ثقل و سنگينى لفظ شود از اينرو گفتهاند:
وقتى بر « ماء » شرطيّه كلمه « ما » افزوده ميشود الف ماء اوّلى را به « هاء » قلب كرده و مىگويند « مهما » .
پارهاى ديگر از اهل ادب گفتهاند:
كلمه « ان » در و لقد مكّناهم فيما ان مكّناكم فيه بمعناى « قد » بوده و از همين قبيل است آيه شريفه: فذكّر ان نفعت الذّكرى ( پس تذكر بده اگر تذكر نافع است).
بعضى گفتهاند:
در اين آيه (ان نفعت الذكرى) تقدير و ان لم تنفع مىباشد مانند آيه شريفه:
سرابيل تقيكم الحرّ ( جامههائى كه شما را از گرما حفظ مىكند).
كه تقدير آن: تقيكم الحر و البرد مىباشد.
و برخى هم گفتهاند:
خداوند متعال تعبير به « ان نفعت الذكرى» را بعد از آنكه تذكير را شامل همه ايشان كرد و حجّت را ملازم و مقارن با آنها قرار داد نموده است لذا وجود شرط بعد از آن مضرّ نخواهد بود لذا معنا چنين مىشود:
ايشان را متذكّر بساز اگر اميد دارى تذكر دادن نافع باشد و اگر چنين اميدى ندارى پس بر تو تكليفى نيست.
و بعضى ديگر گفته:
معناى ظاهر آن شرط بوده ولى در واقع حقتعالى ايشان را مورد مذمّت و ملامت قرار داده و حصول نفع در ايشان بواسطه تذكر را مستبعد قرار داده است مثل اينكه شما بگوئى:
عظ الظّالمين ان سمعوا منك (ظالمين را موعظه نما اگر از تو بشنوند).
قصد شما از اين عبارت استبعاد بوده نه شرط حقيقى يعنى ميخواهيد بگوئيد:
بعيد است ظالمين پند و موعظه را از تو بشنوند.