الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦ - مسئله چهارم در بيان عمل اذن
قوله: و اتّصالهما: ضمير تثنيه به اذن و فعل مضارع راجع است.
قوله: لا تتركنى فيهم شطيرا:
تجزيه و تركيب
لا: ناهيه.
تتركنى: فعل مضارع مجزوم به « لاء » با نون تأكيد ثقيله و مفعول.
فيهم: جار و مجرور، متعلق به « لا تتركنى».
شطيرا: مفعول دوّم.
انّ: از حروف مشبهة بالفعل و « ياء » اسمش مىباشد.
اذن: ناصبه.
اهلك: فعل مضارع، صيغه متكلم وحده، منصوب به اذن.
او: عاطفه.
اطيرا: فعل مضارع، صيغه متكلم وحده، معطوف است به « اهلك » .
قوله: ثم استأنف ما بعده: ضمير در « ما بعده» به خبر انّ راجع است.
قوله: للفصل بغير ما ذكر: مقصود از « ما ذكر» قسم و لاء نافيه مىباشد.
قوله: و اجاز ابن عصفور: وى ابو الحسن على بن مؤمن اندلسى است كه از نحاة بنام مىباشد از وى كتاب الممتع در علم تصريف و المقرب در نحو و شرح جمل بيادگار مانده است.
قوله: و ابن بالبشاذ: عبارتست از طاهر بن احمد مصرى كه از علماء و ادباء مصر بشمار مىآيد و از وى شرح اصول ابن سراج و شرح جمل زجاجى باقيمانده است.
قوله: و الكسائى: وى على بن حمزه يكى از قراء هفتگانه مىباشد از علماء كوفه بوده دو فرزند هارون الرشيد يعنى مأمون و امين نزد وى تلمّذ كردهاند.
قوله: و هشام: كنيه وى ابو عبد اللّه و اسمش هشام بن معاويه مىباشد، وى از علماء علم