الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٣ - تخفيف ان و عمل آن
قوله: و انّما لم تجعل « من » اسمها لانّها شرطية: ضمير در « اسمها » به « انّ » و در « لانّها » به « من » عود مىكند.
قوله: بدليل جزمها الفعلين: ضمير در « جزمها » به « من » راجع است و مقصود از « فعلين » يدخل و يلق مىباشد.
قوله: فلا يعمل فيه ما قبله: ضمير در « فيه » و « قبله » به شرط راجع است.
قوله: و تخريج الكسائى الخ: كلمه « تخريج » يعنى حمل.
قوله: يأباه غير الاخفش: ضمير منصوبى در « يأباه » به تخريج راجع مىباشد.
قوله: لانّ الكلام ايجاب: درحاليكه شرط زائده بودن « من » آنستكه كلام غير موجب يعنى منفى باشد.
قوله: و المجرور معرفة: و حال آنستكه شرط زائده بودن « من » آنستكه مجرورش نكره باشد.
قوله: على الاصح: يعنى على الاصح اسم افعل تفضيل از مضافاليه معرفه كسب تعريف مىكند همچون « اشد » كه از « الناس » در اينجا كسب تعريف كرده است و در مقابل اصح قول كسانى است كه اضافه اسم تفضيل را اضافه لفظيّه دانسته و گفتهاند از مضافاليه معرفه كسب تعريف نمىكند مانند اضافه اسم فاعل و اسم مفعول كه لفظى بوده و در آن كسب تعريف نمىباشد.
قوله: و المعنى ايضا يأباه: ضمير منصوبى در « ياباه » به تخريج كسائى راجعست.
قوله: و تخفّف فتعمل قليلا: ضمائر در « تخفّف » و « تعمل » به انّ راجعند.
قوله: و انّه اذا قيل الخ: كلمه « انّه » بفتح همزه بوده و ضمير منصوبى آن به معناى « شأن » است و اين عبارت معطوف است به « انّها لا تخفّف».
قوله: و يردّه انّ منهم الخ: ضمير منصوبى در « يردّه » به كلام كوفيّون راجع بوده و ضمير در « منهم » به كوفيين عائد است.
قوله: و ان كلّا لما ليوفينّهم : آيه (١١١) از سوره هود.