الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٧ - وجه چهارم از اقسام«ان» حرفيه
اين اشكالى ندارد زيرا « من » و « باء » جارّه نيز وقتى زائده باشند به اسم جرّ مىدهند و كسى اينمعنا را در ايندو حرف مستبعد نشمرده است.
قوله: و جعل منه: ضمير فاعلى در « جعل » به اخفش راجع بوده و ضمير مجرورى در « منه » به زائده بودن « ان » در غير مواضع چهارگانه برمىگردد.
قوله: و ما لنا ان لا نتوكّل على اللّه : آيه (١٢) از سوره ابراهيم.
تجزيه و تركيب
ما: از حروف مشبهة به ليس، عامله، مبنى.
لنا: جار و مجرور، متعلق به « استّقر » ، خبر براى « ما » .
ان: مصدريه.
لا نتوكل: مضارع منفى، صيغه متكلم مع الغير، ثلاثى مزيد، از باب تفعّل و ضمير « نحن » در آن مستتر بوده و فاعلش مىباشد، در تأويل مصدر اسم است براى « ما » و تقدير كلام: ما عدم التوكل على اللّه لنا.
على اللّه: جار و مجرور، متعلق به « لا نتوكل».
قوله: و ما لنا ان لا نقاتل فى سبيل اللّه : آيه (٢٤٦) از سوره بقره.
تجزيه و تركيب
ما: از حروف مشبهة به ليس، عامله، مبنى.
لنا: جار و مجرور، متعلق به « استقر » خبر براى « ما » .
ان: مصدريه.
لا نقاتل: مضارع منفى، صيغه متكلم مع الغير، ثلاثى مزيد، از باب مفاعله و ضمير « نحن » در آن مستتر بوده و فاعلش مىباشد، در تأويل مصدر، اسم است براى « ما » . و تقدير كلام: ما عدم المقاتله فى سبيل اللّه لنا.
فى: حرف جار.