الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨ - حرف الف
اما مبعّد اين كلام و مضعّف آن اين است كه در قرآن شريف نداء به غير لفظ « يا » نيامده است ولى از طرف ديگر كلام مزبور قريب بواقع مىباشد و وجه آن اينستكه اگر همزه را بمعناى نداء فرض نكرده و بگوئيم براى استفهام است بايد مدّعى مجاز شويم يعنى بگوئيم استفهام در آيه شريفه حقيقى نبوده بلكه مجازى است زيرا همانطورى كه گفتيم استفهام عبارتست از طلب فهم و درك و پرواضح است اينمعنا در حقتعالى حقيقتا ممكن نبوده مگر بر سبيل مجاز و مجاز هم برخلاف اصل است پس براى اينكه از ادعاى امرى كه برخلاف اصل است مصون و محفوظ باشيم همزه را براى نداء فرض مىكنيم.
از اين گذشته اگر همزه را براى نداء بگيريم از ادعاى كثرت حذف نيز سالم و برحذر ميمانيم چه آنكه تقدير آيه باعتقاد آنانكه همزه براى استفهام است: امن هو قانت خير ام هذا الكافر؟ مىباشد و همانطور كه ملاحظه ميشود كلمات خير، ام، هذا و كاف محذوف هستند بخلاف آنكه همزه براى نداء باشد كه طبق اين تقدير در آيه حذفى واقع نشده است، و اما مقصود از « هذا الكافر» كافرى است كه مخاطب باين خطاب يعنى:
قل تمتّع بكفرك قليلا بوده و اين آيه فقره قبل از «امنهو قانت آناء اللّيل» مىباشد و بهرتقدير همانطورى كه گفته شد اگر همزه را در آيه براى استفهام فرض كنيم دو چيز از آن حذف شده:
١- معادل همزه.
٢- خبر.
شرح
قوله: و ما تضمنّن معناها: يعنى معناى حروف
قوله: من الاسماء و الظروف: بيان است براى « ما تضمّن معناها».
مؤلف گويد:
اسمى كه متضمن معناى حروف باشد مانند: من و ما استفهاميّه كه معناى همزه و هل استفهاميّه را دارند. و ظرفى كه داراى معناى حرف باشد مانند: عند ولدى كه معناى